سلطان محمد ميرزا قاجار
85
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
گياهان در اين جنگلها همه قسم درخت ميوه و گل ديده شد . آلوبالو [ و ] گيلاس بسيار دارد . درخت فندقش زياده از حد است . گل سرخ بىحساب دارد . گل بنفشهء سفيد و آبى و زرد در اين جنگلها بسيار بود . صورت زشت هيچ نديدم مگر از پيرى تغيير كرده باشد . بلاشك اين مملكت بهشت دنياست . هركه را ديدم در راهها عبور مىكرد ، مشك كوچكى از شراب در دوش داشت با قدرى گوشت خوك نمكسوز « 3 » شده . چشم و ابرو و موى اهل اين ولايت اكثر سياه است [ و ] دخلى به گرجيهاى تفليس ندارد . كسى به اختيار گويا از اين ملك نتواند خارج شد ، مگر در عقل او خللى باشد . [ 45 آ ] زستپان از پستخانهء كوال الى پستخانهء زستپان بيست و چهار ورست [ است ] . باز هم همهء راهها را ساخته و هموار كردهاند . همه سبز [ و ] باصفا ، كنار رودخانهها جنگل ، همهجا محل زراعت و آبادى [ و ] مردمش مثل منازل پيش [ است ] . آخر راه از پل چوبى كه طولش متجاوز از صد ذرع است و بسيار خوب ساختهاند ، بايد عبور كرد . جلگهء كوچك باصفايى است ، سبز و [ داراى ] جنگل . خود پستخانه ، عمارت خوبى دارد . اطرافش محل زراعت [ و ] ده آبادى است . سيمانت از زستپان الى پستخانهء سيمانت هجده ورست [ است ] . تمام راه مثل منازل پيش ، راهها ساخته و هموار ، همهجا جنگل سبز و باصفا [ و ] آبادى و محل زراعت [ است ] و مردمش از همان جنس . پلهاى بسيار ممتاز زياد از سنگ تراشيده ، بر رودخانهها و نهرها بسته شده است . بعضى پلهاى چوبى هم دارد . در اين جنگلها بعضى درخت ديده شد شبيه به درخت بيدمشك . برگش از برگ درخت بيدمشك به حسب [ 45 ب ] عرض و طول بزرگتر ، همان قسمها گلى دارد [ كه ]
--> ( 3 ) . نمكسوز : در نمك سخت شده مانند ماهى نمكسوز . ( لغتنامهء دهخدا ) .