سلطان محمد ميرزا قاجار
76
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
پادرژنه بعد از آن كرايهء عرادهاى كه لازم دارى گرفته ، كاغذى كه اسمش پادرژنه « 8 » است بهدست شما مىدهند . پستچى عرّاده را مىآورد . اسباب شما را در عراده مىگذارد . او هم وجه معينى بهجهت مازود « 9 » مىگيرد كه قيمت روغنى است كه در راه [ 37 آ ] ميلهاى عراده را چرب مىكنند . بعد روانه مىشويد . پناه به خدا از زحمت حركت . اين عرادهها زود مىرود ولى جان آدم به لب مىرسد . به هر پستخانه كه رسيدى بههمين قسم مذكور ، بايد كاغذ مهر شود و پادرژنه گرفته ، وجه داده شود . مختارى درماندن و رفتن . وضع پستخانه وضع پستخانه اين است : اكثر عمارات خوب است و [ داراى ] اطاقهاى متعدد بخارىدار . اسباب اين اطاقها تخت است و صندلى و ميز و شمعدان و ظرف آب ؛ كرايهء جدا ندارد . هركه با عرّادهء دولتى از اين راه بگذرد حق منزل كردن در پستخانه دارد . در پستخانه ، سالداتى كه از نظام خارج شده است با عيال و كوچ [ گماشتهاند ] . سرايدارى بهجهت نگاهدارى پستخانه و خدمت مسافر معين است . حقى كه شما داريد در پستخانهها ، كه نبايد سواى همان كرايه پول ديگر بدهيد ، اين است كه خادم پستخانه بعد از ورود شما ، اگر هوا سرد است بايد بخارى را بسوزاند . به قدر ضرورت [ 37 ب ] آب به شما بدهد . اگر شب بمانيد ، روشنايى شما را بدهد . هرگاه سماور بخواهيد ، گرم كرده ، بياورد . اينها حق شما بر ذمهء مباشر پستخانه ، بدون گرفتن وجه است . وقت حركت اگر به ميل خاطر انعامى به سرايدار داديد ، التفاتى كردهايد ، اگر نداديد حقى ندارد . اما اگر چيز ديگر خواستيد ، مثلا مرغى بياورد يا نان بياورد يا غذايى بپزد ، بايد هم قيمت آنچه گرفتهايد بدهيد و هم اجرت زحمت او را بدهيد .
--> ( 8 ) . پادرژنه يا پادرژنا Padrozhna عبارت بود از گذرنامهء سياسى در دوران تزارى . تذكرهاى كه به مأمورين و كارگزاران دولتى داده مىشد . ( 9 ) . مقصود مازوت است . محتملا در اينجا روغن مازوت يا چيزى مانند گريس مورد نظر مىباشد .