سلطان محمد ميرزا قاجار
59
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
آقسو از پستخانهء تيره دل الى آقسو « 12 » ، همهء راه كوهستان است و جنگل . چند پل سنگ [ ى ] عالى بر روى آبها ساختهاند . پستخانهء آقسو بسيار جاى باصفايى است . اطرافش باغستان [ و ] ده خيلى آبادى است . رودخانهء آبى دارد . زراعت زيادى دارند . سكنهء آنجا [ 26 آ ] مسلماند . كركلى از آقسو الى پستخانهء كركلى « 13 » جلگهاى است وسيع [ و ] دو طرف كوه . اين جلگه پر است از دهات آباد و نهرهاى جارى [ و ] باغستان و محل زراعت . كوه و دشت مملو از نرگس و بنفشه و اقسام گلهاى رنگارنگ است كه چشم بيننده از نظارهء آنها خيره شود . در اين راه پلهاى سنگى و چوبى بزرگ و كوچك متعدد بر سر انهار كه در معبر واقع است ، ساخته شده است . پستخانهء كركلى جاى خوبى است . سكنهء آنجا روساند ولى از طايفهء مالاغا [ ن ] كه ملت آنها سواى ملت روس است . قرامريان از پستخانهء كركلى الى پستخانهء قرامريان « 14 » همهجا هموار و سبز و خرم [ است ] . چند نهر جارى از راه مىگذرد . بر روى همهء آنها پلها از سنگ تراشيده و چوب بسته شده است . خود پستخانه هم جاى خوبى است . سكنهء آنجا هم از طايفهء مالاعا [ ن هستند ] . عماراتشان از چوب [ است ] . زراعت زيادى دارند . همهجا ابريشمكارى دارند . تمام اين راه از جهت سبزه و صفا مثل هم است .
--> ( 12 ) . « دهم آقسويه ، بيست و يك ورسى است » . ( سفرنامهء صنيع الدوله ، ص 47 ) . ( 13 ) . محتملا همان اسمى است كه اعتماد السلطنه به صورت كلونى ضبط كرده است : « نهم كلونى ، سيزده ورسى است » . ( همان كتاب ، ص 47 ) . ( 14 ) . محتملا همان كلمهاى است كه اعتماد السلطنه ، آن را به صورت عرافريم آورده است : « هشتم عرافريم ، سيزده ورسى [ است ] . ( همان كتاب ، ص 47 ) .