سلطان محمد ميرزا قاجار
41
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
دارد . خاك آن زمينها را مىكنند . پارچه خاكهاى منجمد چرب بيرون مىآيد . آن خاكها را در ديگ كرده با آتش مىگدازند . مثل پيه قالبها كرده ، بهسمت روسيه حمل مىكنند و مىفروشند . در آنجا كارخانه [ اى ] هست كه اين پيه معدنى را تصفيه مىكند . يك ثلث درد و كثافت از او دفع مىشود [ و ] دو ثلث ديگر را مجددا تصفيه كنند . نصفى از آن ، پيه اعلى شود [ كه ] به جهت سوخت و روشنايى [ مصرف و ] نصف ديگر آن روغن مأكول بسيار خوبى است بهتر از روغن گوسفند [ كه ] صرف خوراك آنها شود . چند روز از جهت بارندگى [ 14 آ ] و انقلاب هوا معطّل مانديم . آخر الامر از شدت طوفان جهاز آتشى « 7 » به كنار نيامد . « 8 » لا علاج ، قرار حركت را بر راه خشكى داده ، روز شنبهء شانزدهم رمضان از انزلى حركت كرده ، روانه شديم . كپورچال از انزلى الى كپورچال « 9 » پنج ساعت راه است . كپورچال در كنار مرداب واقع است . از آب و خشكى هردو راه دارد . راه خشك قدرى دور تر است . همهجا جنگل و آبادى [ و ] در همهء آباديها ابريشم به عمل مىآورند . قرقاول بسيار دارد . مرغ آبى و ماهى زياد [ ه ] از حد صيد مىكنند . اسالم از كپورچال الى اسالم « 10 » كه بلوكى است از طالش ، پنج ساعت ، طرف راست راه همهجا درياست و سمت چپ ، جنگل هموار . زمينش رمل ، سبز و خرم
--> ( 7 ) . يعنى كشتى بخار . ( 8 ) . يعنى به ساحل نيامد . ( 9 ) . كپورچال ( به پيش يا زبر اول ) : قصبه جزء دهستان چهار فريضه ، بخش مركزى شهرستان بندر انزلى ، 21 كيلومترى باختر بندر انزلى . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 2 ، ص 225 ) . ( 10 ) . نام يكى از دهستانهاى بخش مركزى شهرستان طوالش است . اين دهستان در قسمت جنوبى بخش ساحل درياى خزر واقع و قسمت باخترى آن كوهستانى است . ( همان كتاب ، ج 2 ، ص 10 ) .