سلطان محمد ميرزا قاجار
302
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
رسيدن به سبزوار دو نهر آب از راه مىگذرد و در سمت چپ راه دهات و مزارع بسيار است . خسروگرد در يك ساعتى سبزوار دهى است موسوم به خسروگرد ؛ محل زراعت آن در كنار راه واقع است . در قديم آبادى بسيار معتبرى بوده است . حال منارهء بلندى از آن آبادى در ميان زمين زراعت برپا مانده است . « 25 » از اين محل تا به شهر سبزوار يك دو سه بقعهء كهنه در كنار راه هست . سبزوار آبادى سبزوار در جلگه و در زمين گودى واقع است . از شهرهاى مشهور قديم است . قلعه و ارگ و خندقى دارد [ كه ] خراب [ 196 آ ] [ است ] . جمعيتى دارد . مردمش متمول [ اند ] . صورت ظاهر شهر خراب است ولى خود ولايت آباد است . دهات خوب ، مزارع زياد ، زراعت بسيار [ و ] پنبه و ابريشم بسيار از اين ولايت به خارج ايران مىرود . معدن مس خوبى دارند . باريجه « 26 » زياد از كوهستان اين ولايت گرفته به خارج مىبرند . نجار در اين شهر بسيارند . بعضى دستگاه ابريشمبافى دارند . كاروانسراها ، مساجد [ و ] حمامها دارند .
--> - كه تنهء هردرختى دوازده بغل كلفتى دارد . معروف است كه اين درختها از عهد جمشيد باقى مانده است . صدق و كذب آن در عهدهء راوى است . ( حاشيهء متن ) . ( 25 ) . دهى از دهستان قصبه بخش حومه شهرستان سبزوار . هوتوم شيندلر در سفرنامهء خراسان دربارهء منارهء خسروگرد مىنويسد : « اين مناره موافق خط كوفى كه دور آن باشد در سنهء پانصد و پنجاه ساخته شده است » . ( سه سفرنامه ، ص 191 ) . ( 26 ) . باريجه صمغى است كه از گونههاى مختلف بارزد بهدست مىآيد و آن به سبب گزش اندامهاى گياهى به وسيلهء حشرات در ساقهء گياهان مذكور حاصل مىشود . ( فرهنگ معين ، ج 1 ) .