سلطان محمد ميرزا قاجار
288
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
است . « 23 » شهر قومس در سه ساعتى شهر [ 186 آ ] دامغان بوده است . [ حال ] به كلى خراب است ، مگر بعضى اوقات كه بهجهت كندن قنوات يا بناى عمارتى در دهات ، زمين آنجا را كه مىكنند ، علامت آبادى و عمارات ظاهر مىشود . حال هم مردم سمنان و گويا به مازندران [ ى ] ، اهل دامغان را كمشى گويند [ كه ] مخفّف قومسى است . « 24 » الحال شهر دامغان خرابهاى است . سكنهء كمى دارد . محل زراعت [ و ] باغاتش زياد است . آبش از رودخانهء چشمه على [ و ] هوايش معتدل [ است ] . از بناهاى قديم مسجد و منارهء بلند نيم خرابى دارد . كاروانسرايى ، بهجهت منزلگاه قافله هست . بقعهء امامزاده هم از ابنيهء قديم برپاست . دهاتش همه از شهر آبادتر و خيلى معتبر است . انگور و انجير زياد دارند . اكثر محصول باغات اين ولايت پسته است . به همهجا مىبرند . پستهء بسيار خوبى دارد . « 25 » چون از دامغان به ولايت استراباد نزديك است [ 186 ب ] ذكر بعضى از جاهاى معروف آنجا كه ديده شده است بهطور اجمال خالى از مناسبت نيست .
--> ( 23 ) . جهت اطلاع از قومس به كتاب تاريخ قومس ، تأليف آقاى عبد الرفيع حقيقت ( رفيع ) مراجعه كنيد . ( 24 ) . كومشى يا كامشى Kamshi به كسانى گفته مىشود كه از كوهپايه به جلگهء مازندران آمدهاند . ( 25 ) . در خارج شهر دامغان به فاصلهء نيم ساعت راه ، دو سه تل كوچك هست . تلها را حفر مىكنند ، بعضى ظروف از گل پختهء سياه رنگ و بعضى از سنگ مرمر به شكلهاى مختلف و خوب پيدا مىشود . پاره [ اى ] ظرف چينى يافت مىشود . بعضى اسباب مثل قمه و چيزهاى ديگر جستهاند كه از مس ساخته شده است نه از آهن . استخوان مرده هم بيرون مىآيد . در دست و پاى [ و ] بازوى [ بعضى ] از آنها دستبند و خلخال از طلا و نقره و مس بوده است . معلوم نيست از چه وقت مانده است . صورتهاى مجسمه از سنگ كه [ از ] اقسام حيوانات مختلف مثل شير و خرچنگ و غورباغه [ است و ] چيزهاى ديگر هم ديده شده است . ( حاشيهء متن ) .