سلطان محمد ميرزا قاجار
260
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
كلهر [ ند ] . « 21 » در اين محل كه منزلگاه است ، در دامنهء كوهى كاروانسرا و حمامى است . به قدر دو بيست خانوار كلهر در آنجا ساكناند . نهر آبى دارد . بسيار جاى ادبارى است . آنقدرها كيك دارد كه زيست در آنجا بسيار مشكل است مگر در بيابان . ماهيدشت از هارون آباد الى ماهيدشت « 22 » هفت ساعت ، اول راه قدرى دامنه و سنگ ، بعد از آن كوهستان و دره ، وسط راه گردنهاى است موسوم به نعلشكن . « 23 » سنگلاخ است و طولانى . چند چشمهء آب جارى دارد . آخر راه متجاوز از دو ساعت ، جلگهء ماهيدشت است . [ 167 آ ] همهجا محل زراعت و آبهاى جارى [ است ] . نزديك منزل نهر بزرگى است [ كه ] پل سنگى دارد . كاروانسرايى است از بناهاى قديم خوانين زنگنه ، به قدر صد خانوار از طايفهء كلهر و زنگنه در آنجا ساكناند . ماهيدشت هم بلوكى است [ و ] دهات آباد دارد . زراعت زيادى دارند . برنج هم مىكارند .
--> ( 21 ) . « جلگهء هارون آباد كه حاكمنشين كلهر است ، جلگهاى است كمعرض طولانى كه طول آن از لرستان به خاك كرند كشيده شده است » . ( سفرنامهء عتبات ، ص 76 ) . ( 22 ) . « يكى از دهستانهاى بخش مركزى ، شهرستان كرمانشاهان . جلگه بين دو كوهستان و به دو قسمت بالا و پايين تقسيم شده . مركز آن قصبهء رباط و ييلاق ايلات كلهر و سنجابى است » . ( فرهنگ معين ، اعلام ) . ( 23 ) . « . . . از راه مشهور به نعلشكن كه همه يكپارچه سنگ است ، مىراندم . اين راه را نعلشكن نمىتوان گفت ، گردنشكن است » . ( سفرنامهء عتبات ، ص 170 ) .