سلطان محمد ميرزا قاجار

22

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

دار المرز « 8 » و استراباد كه وطن آن پادشاه بزرگ مقتدر بود ، مقرّ سلطنت قرار داده ، آن شهر خراب را به شرف قدوم ميمنت لزوم مشرف ساخته ، دار السلطنه ناميد و به امر آن پادشاه بزرگ حصار شهر و ارگ در مدت چهار ماه تعمير شد و خندقى عميق و عريض در اطراف آنها حفر نموده ، عمارات قديم او كه مختصرى بود از بناهاى كريم خان زند تعمير نمودند . رفته‌رفته از اطراف ممالك ، اكابر ساكن اين شهر شده ، صورت آبادى پذيرفت . قنوات جارى شد ، مزارع و قراء مخروبهء باير ، داير گشت . رودهاى طهران دو رود معتبر از دو طرف اين زمين جارى است . سرچشمهء هردو ، كوه البرز است . از شمال به‌طرف جنوب [ 2 ب ] مىرود . يكى از آنها كه از سمت شرقى مىگذرد موسوم به رود جاجرود [ و ] ديگرى كه از طرف غربى مىگذرد معروف به رود كرج [ است ] . آب هردو گواراست . در اوايل هردو رود ماهى قزل‌آلا كه بهترين ماهيهاست صيد مىشود . همه قسم فواكه و زراعت در اين ملك خوب به عمل آيد . در كوهستانش معدن يخ هست . برف در مدت سال از اين كوه تمام نشود . در اطرافش شكار كبك و تيهو ، آهو و شكار كوه بسيار است . تابستانش بسيار گرم و جنس زمينش خشك و كم سبزه [ است ] . طهران در عهد فتحعلى شاه در دولت خاقان مرحوم فتحعلى شاه قاجار كه مدفنش پرنور باد آبادى اين شهر زياد و مردمش بسيار شد . « 9 » ازجمله بناهاى عاليه كه در عهد آن پادشاه جمجاه شد ، مسجد شاه و مدرسهء دار الشفاء ، مسجد حكيم ، مدرسهء صدر [ و ] مدرسهء مروى [ است ] . مساجد و مدارس ، كاروانسراها و حمامها ، بازار و عمارات آن‌قدر بنا گذاردند كه در شهر چندان زمين باير نماند مگر باغى چند در ارگ . [ 3 آ ]

--> ( 8 ) . عنوان گيلان ( خاصة ) و عنوان رشت ( بالاخص ) . ( فرهنگ معين ، ج 5 ) . ( 9 ) . دار الخلافه‌اش ناميدند . ( حاشيهء متن ) .