سلطان محمد ميرزا قاجار

250

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

[ و ] اعجام موش خرما نامند . آفت بزرگ باغات عربستان است و از عجايب حال او اين است كه تا در باغى چيز خوب است ، به خوردن چيزهاى بد اقدام نكند . مثلا تا از مركبات پرتقال در باغ است ، محال [ است ] چيز ديگر بخورد . او كه تمام شد ، تا ليمو باشد نارنج نخورد . به‌همين قسم مادامى كه خرماى خصّاوى در درخت باشد زاهدى را [ 160 آ ] نخورد . اين حكايت بسيار عجيب از جمعى از اهل مسيّب شنيده شد . بسيار تعجب كردم . چند نفر از اعراب باديه را آوردند ، مصدق قول آنها شدند . العهدة على الرّاوى . اگر حقيقت داشته باشد بسيار غريب است . حكايت گفتند در هيت « 16 » كه اول آبادى عراق است چشمه‌اى است كه آب او آمده ، داخل آب فرات مىشود . چندان آب زيادى هم ندارد . نزديك به جايى كه اين دو آب يكى شوند ، سنگ سياه رنگى در ميان نهر آب است . همه ساله در ماه اول تابستان اقسام ماهيهاى بزرگ و كوچك از سمت زير شط كه آب به دريا مىرود ، به بالا دسته‌دسته ، فوج‌فوج ، تا يك ماه متصل آمده ، مىروند به آب چشمهء هيت ، سر خود را به آن سنگ سياه زده به همان قسم به‌طرف جاهاى خود برمىگردند . و عجيب‌تر از اين مىگفتند در همين يك ماه مار بزرگى در همان [ 160 ب ] جايى كه سنگ سياه هست ، آمده از دور نگاه كند . اگر حيوانى قصد اذيت آن ماهيها كند مار رفته او را بگريزاند يا هلاك كند . مىگفتند چون ما وقت عبور ماهيها را مىدانيم همان ايام از شط همه روزه ماهى زياد صيد كنيم . راقم حروف بر خود لازم كردم كه در آن سال به همان وقت به هيت رفته ، خود اين امر عجيب را ملاحظه نمايم . تهيه كردم [ ولى ] مانعى به‌هم رسيد ، از خيال خود بازماندم و اين حكايت بر من مبهم ماند . پس از سالى توقّف ، شوق زيارت مرقد مطهر معطر حضرت على بن موسى

--> ( 16 ) . اصل : حيت . هيت از شهرهاى عراق مىباشد . ( المنجد ، اعلام ) . در نهج البلاغه هم هيت ضبط شده است و كميل بن زياد عامل شهر هيت بود .