سلطان محمد ميرزا قاجار
247
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
فعاليتهاى باستانشناسى در بابل قديم در خارج آبادى حله ، سمت راه بغداد مثل همين ، تل ديگر واقع ، كوه خاك [ ى ] مرتفع طولانيى است . او هم علامتى از عمارت بابل است . در همهء اين خاكها ، فرنگيها سنگها و نقشها و خطوط غريبه جسته ، به فرنگستان مىبرند . در ميان خاك زير اين تل ، شيرى است [ كه ] از سنگ بزرگى تراشيدهاند . بعضى از او شكسته است . نتوانستهاند او را حمل كنند . ميان شير سنگى [ 157 ب ] تماما مجوف است و بقاعده نقاشى و حجارى بسيار درست ساختهاند . اين جنس سنگ در ولايات اطراف عراق نيست . وضع كلى حله آبادى حله در دو طرف شط فرات واقع است . « 8 » هوايش خوب [ و ] باغاتش زياد [ است ] . نخيلات بسيار [ و ] مركّبات كمى دارد . همه قسم زراعت دارند . از راه شط به بصره آمد و شد مىكنند . بازار ، مساجد ، حمامها [ و ] قهوهخانهها دارد . چندان امتيازى ندارند . رسم عماراتش عربى ، سكنهء آنجا عرب و يهود ، مردمش مهربان ، كمبضاعت ، آسودهحال [ و ] خوشصورت [ اند ] . مدفن بسيارى از علما در اين شهر است . سرايهء حكومتى ، قشلهء نظام و توپخانه از دولت عثمانى هست . اطراف حله درّاج [ و ] در خرابههاى بابل گربهء دشتى بسيار است . حكايت حكايت غريبى در حله ديدم . تفضيل اين اجمال آنكه وقتى در حله بودم منزلى كه داشتيم در كنار شط بود . شبى [ 158 آ ] با يك دو نفر از دوستان حلاوى از خانه بيرون آمده در كنار شط مىگشتيم . صداى همهمه و فرياد ، آواز تنبك و دايره [ و ] زماره « 9 » و هلهلهء مرد و زن از دو طرف شط برخاست . جمعى از
--> ( 8 ) . رانده ز آنجا تا به خاك حله و آب فرات * موقف الشمس و مقام شير يزدان ديدهاند ( ديوان خاقانى ، ص 90 ) . ( 9 ) . زماره Zammare - نوعى ناى كه نوازند . ( فرهنگ معين ، ج 2 ) .