سلطان محمد ميرزا قاجار
182
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
در راه نيست . همهجا زراعت ديم [ است ] . نصف راه دهى است و آبادى ، از آن آبادى گذشته ، قدرى سنگلاخ است . دور و نزديك راه درختهاى زيتون بسيار است . خود سرمين ده بزرگى است [ و ] زراعتش ديم . مسجد و مناره دارد . سمت چپ راه در يك ساعتى سرمين ، دامنهء [ 110 آ ] كوه دهات آباد خوبى دارد . به قدر سه ساعت طول باغات آن مىشود . اكثر از اشجارشان انگور ، انجير و زيتون است . زربه از سرمين الى زربه هفت ساعت ، اطراف راه كوهستان ، وسط جلگهء پست و بلندى است . طرفين راه آبادى و دهات بسيار است [ و ] زراعت همه ديم . دو محل در راه علامت آبادى از قديم و بعضى سنگهاى تراشيده ، افتاده است . خود زربه ده ادبارى است . مردم بدى دارد . آبش از چاه و ناگوار [ است ] . حلب از زربه الى حلب هفت ساعت ، اول راه به قدر يك ساعت جلگه [ است ] . در دامنهء كوه ده كوچكى است ، نهر آبى از آن آبادى بهطرف جلگه جارى است [ و ] مابقى راه دره و سنگلاخ . دو كاروانسراى سنگى خرابى در اين راه هست . اول دره كه به دره مىرسد ، آبانبار سنگى دارد . در يك ساعتى حلب هم آبانبار سنگى هست . [ 110 ب ] همهجا ديمكار [ ند ] . آهو و كبك بسيارى دارد . موقعيت حلب شهر حلب در گودى واقع است . زمين پست و بلندى دارد . اطراف شهر كوه و دره [ و ] باغاتش بسيار است . آبرسانى و كشاورزى هرچه در بلندى است ديم [ است ] . آنچه در گودى واقع است از رودخانه با