سلطان محمد ميرزا قاجار

159

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

اوضاع كلى شام بيشتر از محصولات اين ملك حمل به فرنگستان شود . برنج از مصر مىآورند . يك قسم ميوه دارند نزديك به آلو قيسى ايران [ كه ] او را جان اريكى نامند . از اين آلو ، لواش [ 94 ب ] مىسازند . در همه سال بارها و كشتيها از اين لواش حمل به فرنگستان ، اسلامبول و مصر ، مغرب و حجاز مىشود . تجارت بزرگى است . اين لواش را قمر الدين « 1 » نامند . بازار بزرگى است [ كه ] نزديك به پانصد دكان مىشود . كارشان قمر الدين فروشى است . وضع آب آبش از چشمه و رود [ و ] بسيار زياد [ است ] . هرخانه يك دو سه نهر آب جارى دارند . در كوچه‌ها ، مساجد ، حمامها ، باغات [ و ] همه‌جا آبهاى جارى موجود است . نهرهاى بزرگ از ميان شهر مىگذرد . آسياهاى زياد در شهر مشغول كار است . مىتوانم گفت خرابه در اين شهر نديدم . وضع بناها بناى عماراتش از سنگ تراشيده ، ولى چندان عالى نيست . حالا ابتدا

--> ( 1 ) . قمر الدين Qamar - oddin - مرباى زردآلو . ( فرهنگ نوين عربى - فارسى ، ص 562 ) . گويا اين مربا را از آب زردآلو ، پس از اينكه خوب قوام آمد ، مىپزند . ظاهرا مقصود لواشك است .