سلطان محمد ميرزا قاجار

125

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

جده خود جده بسيار خور بدى است . جهازات خيلى پرواهمه و دشوارى از آن خور گذشته ، به لنگرگاه مىرسند . زير آب [ 73 ب ] همه‌جا كوه و سنگ است . اگر قدرى جهاز از راه بيرون رود به سنگ خورده ، مىشكند . جده بندر آباد خيلى كثيف بدهوايى است . كنار دريا در زمين هموارى واقع است . هيچ زراعت ندارد . « 4 » آب انبارها دارند . آب باران در او جمع شده به كار مىبرند . عماراتش از سنگ تراشيده و آجر ، مردمش عرب و سياه‌رنگ ، بعضى فرنگيها هم به‌جهت تجارت در آنجا ساكن‌اند . در كنارهء اين دريا غوص كرده ، بعضى چيزهاى عجيب مثل گلهاى مختلف و شاخه‌هاى درخت همه از سنگ بيرون مىآورند . معلوم مىشود كه از زمين دريا مىرويد . از جده به مكه از جده الى مكهء معظّمه پانزده ساعت راه است . در هرساعتى از راه ، قهوه‌خانه و بعضى چاپارخانه هست . سكنهء مختصرى دارد ، مگر سه محل كه جمعيتى دارند ، همه عرب . خانه‌ها بعضى از گل ، پاره [ اى ] چادر دارند . همهء اين آباديها از آب باران گذران مىكنند . سه چهار محل [ 74 آ ] چاه دارند . آب چاه به كار مىبرند ولى گوارا نيست . گياهان در اين بيابان دو سه قسم علف مىرويد كه حيوانات از آنها نمىخورند . درختهاى مغيلان بزرگ و كوچك دارد . درخت مغيلان گلى دارد بعضى زرد و پاره [ اى ] سفيد ، خيلى معطر . عطرش بسيار نزديك به عطر بنفشه [ است ] . در اين راه درخت عجيبى ديدم [ كه ] بزرگ هم مىشود . شاخه‌هاى بسيار انبوه نازك سبز رنگ ، مثل شاخه‌هاى ياس سفيد دارد ولى ابدا برگ نمىكند . بعضى

--> ( 4 ) . « و بدين شهر جده نه درخت است و نه ذرع » . ( همان كتاب ، ص 118 ) .