سلطان محمد ميرزا قاجار
123
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
اسباب او از بخار است . آب دريا را خود چرخ داخل كارخانه كرده ، مقطر و شيرين مىكند . بعد در قالبهاى آهنى كه در سردخانه گذاشته ، مىبرد و به فاصلهء سه ربع [ 72 ب ] مىبندد . يخى است سفيد ، باصفا ، در نهايت سختى . خالهاى سفيدرنگ دارد . خيلى شبيه است به يخهاى معدنى كه از كوه البرز مىآورند . تا در كارخانه است آب نمىشود . من به قدر سه چهار يك به سنگ تبريز ، بهجهت امتحان گرفتم ، در اواخر جوزا . با اينكه درش باز بود در هواى سويس چهار ساعت و نيم دوام كرد . در خود سويس نمىفروشند . در صندوقها گذارده ، شبها با شمندفر به مصر و اسكندريه فرستاده ، مىفروشند . تخليهء بار كنار دريا سكوى بزرگى از ميان دريا بالا آورده ، خشك كرده ، ساختهاند . اسباب جراثقالى « 10 » بسيار خوب بلند بر آن سكو نصب كردهاند ؛ بهجهت حمل و نقل بارهاى تجارتى از كناره به جهازات و از جهازات به خشكى . بارهاى بسيار بسيار سنگين را دو نفر با اين اسباب از زمين بلند كرده ، در نهايت سهولت ميان جهاز مىگذارند و از جهاز حمل به خشكى مىكنند . [ 73 آ ] از سوئز به جده از بندر سويس الى بندر جده جهاز دودى چهار روز مىرود . سهشنبهء سلخ ذيقعده سوار واپور موسوم به واپور حجاز شديم . هزار و پانصد نفر حاجى برداشته بود . از جهازات مشهور مصر است . كپيتان گفت پنجاه هزار ليره كه صد هزار تومان پول ايران مىشود ، اين واپور را خريدهاند .
--> - مىرفته است : « فرانسهها و آلمانها ، بيشتر خدمهء مهمانخانهء خودشان را براى مترجمى من در مهمانخانههاى افريقا حاضر مىدانستند » . ( ترجمهء سياحتنامهء استانلى به افريقا ، چاپ سنگى ، 1316 ه . ج 2 ، ص 6 ) . ( 10 ) . اصل همهجا : جرواسقال .