سلطان محمد ميرزا قاجار
114
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
در هريك هشت نفر آدم بر صندليها قرار مىگيرند و به قدر ضرورت جاى گذاشتن اسباب دارد . انواع قطار اين عرّاده بر دو قسم است : يك قسم مثل اطاق بسيار خوب مسقّف است و درهاى آيينه [ كارى ] و پردهها و كرسيهاى بسيار خوب دارد . قسم ديگر سرش باز است ، براى بار . قيمت اين دو محل فرق كلى دارد . همهچيز هم حمل مىكند [ مثل ] انسان و اقسام حيوانات و بار . دو مرتبه از روى رود نيل كه محمد على پاشا [ بر آن ] پلهاى بسيار محكم [ 66 آ ] [ با ] پايهها [ يى ] از سنگ و پوششى از چوب و آهن ساخته است ، عبور مىكند . در هرحركت و سكون به همان آواز عرّاده ، اعلام به مردم مىشود . در واقع بعد از وضع چند مرتبه مكثى كه در راه مىشود ، چهار ساعت و نيم يا پنج ساعت اين عرّاده از اسكندريه به مصر مىآيد . براى سفر كردن هيچ چيز راحتتر از اين عرّاده نيست . ابدا حركت « 15 » و زحمت ندارد ، مگر در حركت وقت رفتن و هنگام ايستادن [ كه ] آن هم حركت بسيار ملايم مختصرى دارد . چنان تند مىرود كه اگر آبادى باشد از دور ديده مىشود . نزديك كه رسيد . جز سوادى بهنظر نمىآيد . از اسكندريه به مصر از اسكندريه الى مصر دو طرف اين راه همهجا محل زراعت ، دهات آباد ، باغات زياد [ و ] جمعيت فراوان دارند . اهل آباديها همه عرباند . در همهء آباديها برجهاى كبوتر زياد است كه گوشت آنها را مىخورند و زرقشان « 16 » را به حاصل مىدهند . كارخانههاى شكرپزى در آباديها [ 66 ب ] زياد است . در خارج شهر
--> ( 15 ) . مقصود تكان ناشى از حركت است . ( 16 ) . زرق : فضلهء مرغ خانگى و كبوتر . ( المنجد ، ذيل زرق ) .