سلطان محمد ميرزا قاجار
96
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
و نكاح به همان رسم عبديت تصرف مىكنند و حال اينكه همهء اين طايفه مسلماند و حنفى مذهب . بندهفروشهاى اسلامبول اينها را پول مىدهند و از مادر و پدرشان گرفته ، به اسلامبول آورده ، تربيت كرده به قيمتهاى گزاف مىفروشند . احدى اعتنا به اين فقره ندارد . خريد و فروش آنها را حلال و تصرّفشان را مباح دانند . « 7 » مرد و زن اين طايفه در اين ولايت بسيار معتبر شوند بلكه اكثر از اكابر و بزرگان يا [ 52 آ ] از همين مردماند يا مادرشان چركس بوده است . لباس مردم لباس مردها با رخت فرنگى چندان تفاوتى ندارد مگر از فينهء قرمز شناخته شوند . اگرچه نصارا و يهود هم فينه بر سر مىگذارند . زنهاى آنجا چادر ندارند . وقت بيرون آمدن چيزى مىپوشند مثل جبّههاى عربى موسوم به فرجه « 8 » . تفاوتى كه با جبهء عربى دارد اين است كه از پشت ، يقهء اين جبه از پارچهء همان جبه به عرض شانهء آن يك تكه دوختهاند ، طولش به قدر همان جبه . چيز خوبى نيست . سر و صورتشان را هم از پارچهء سفيد بسيار لطيفى چيزى مىپيچند [ كه ] يشماق « 9 » گويند ولى صورت و مو درست از زير آن يشماق نمايان است . اخلاق مردم مرد و زن عيّاش ، مايل [ به ] لهو و لعب [ اند ] . هيچ قسم هرزگى ممنوع نيست . همينقدر كه مايهء فساد و باعث اذيّت مردم نشود ، هركه هرچه خواهد ، مىتواند كرد .
--> ( 7 ) . در سفرنامهء فراهانى ( ص 117 ) ، خريد و فروش غلامان و كنيزان از رسوم چراكسه ياد شده است . ( 8 ) . فرجه در فرهنگ معين فرجى Faraji ضبط شده است و به معنى نوعى جبهء صوفيان مىباشد ( فرهنگ معين ، ج 2 ) . ( 9 ) . يشماق Yashmaq به تركى روپيچه و روبند را گويند .