عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
75
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
مجراى رود و اين فاصله به همه جهت پانزده فرسخ مىشود از راه خشكى . و روز آخر خيلى بد گذشت از بابت بادهاى مخالف و افتادن مهيله در كنار بيشه . مهيلهنشينى خيلى صدمه دارد و بطىء السّير است . شخص هلاك مىشود . خاصّه در خلاف جهت آب و سوارى اسب به مراتب ترجيح دارد . مهيله مخصوص حملونقل اجناس و امتعه است . خلاصه بعد از ورود در زير سدّ اهواز چادرها بر سر پا شد : پوش « 1 » معتبرى با توابع براى شخص حكومت زدند و در طرف راست براى حاجى ايلخانى و در طرف چپ پوش خود چاكر را زدند و بعد از آن ، در عقب و پهلو و پشت پوش صمصام السّلطنه و آقا رضا و فرّاشباشى و غيره را . صبح شنبه 22 [ جمادى الاخرى ] به اتّفاق جناب نظام السّلطنه و ايل بيگى و شيخ جعفر خان شيخ المشايخ سوار جهاز شوش شده از زير سدّ به زور بخار و كمك صد و بيست و دو نفر عملهء عرب و طناب ، كشتى را به بالاى سدّ كشيديم در ساعت پنج و نيم به غروب مانده و بعد از يك ساعت و نيم به زحمت از روى ريشهء كوه ، كه مقابل قلعهء حشمت الدّوله است - و جناب نظام السّلطنه مبلغ چهارده تومان نذر سادات نموده و با اللّه و لبّيك و ذكر يا على و تضرّع و زارى - جهاز را به سلامت از سدّ گذرانيد [ ه ] و بعد از آن ، حركت نموديم براى تعيين محلّ كاروانسرا و انبار و عمارت حكومت در بندر ناصرى ، زير سدّ و جاى آن را مشخّص نموديم . صبح يكشنبه 23 [ جمادى الاخرى ] مشغول شديم به تسويه و نقشهبردارى از اسكله به زير سدّ تا اسكلهء بالا و كنار كارن . زياده بر يك فرسخ پياده پيموديم . مسوّدهها برداشتيم « 2 » و معلوم كرديم كه با خشكه كار مىتوان آب در زمين گردانيد كه از نيم ذرع الى دو ذرع عمق داشته باشد . در طىّ نقشهبردارى يك مار بزرگ و چند عقرب ديده شد . طرف عصر ، در خدمت جناب نظام السّلطنه و جمعى سوار بلم شده رفتيم در آن طرف رود برابر بندر ناصرى براى تعيين محلّ اسكله و عمارات ابنيهء سمت حويزه . بعد از مراجعت به منزل ، صمصام السّلطنه و ژان كاسكن انگليسى « 3 » و كلنل « 4 » طيلر آمدند به ديدن ؛ و شب گذشته را جناب نظام السّلطنه در منزل خود دعوت نموده ، امشب دوشنبه را نيز ؛ ولى حقير عذر خواست از بابت اشتغال به كار . و چيزنويس « 5 » معزّى اليه شخص پاكدامنى است ، مرتكب بعضى اعمال و
--> ( 1 ) . پوش : خيمه ، سراپرده ، خرگاه . ( 2 ) . مسوّده برداشتن به معنى پيشنويس كردن مطلبى است كه با عجله و سرسرى تهيه كنند . براى انجام كارى ؛ سياهه برداشتن ؛ كروكى موقّت كشيدن . ( 3 ) . در نسخهء خطّى : انگليس ( 4 ) . در نسخهء خطّى : كنل ( 5 ) . منشى