عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
68
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
اسامى كدخدايان بيرانوند كه به ديدن آمدند ، از تيرهء شمس الدّين : على كرم ، صفى خان ، مراد خان و ريش سفيدان : داراب بيگ پاپى ، ولى صفى ، على شاه مراد و عمدهء مطلب آنها اين كه هزار خانوار آنها از بابت ظلم رفتهاند به خاك والى پشت كوه و خاك روم « 1 » . دويست خانوار آنها على الحساب در حول چم گرداب قشلاق آمدهاند و اصل ماليات آنها دو هزار و سه تومان بوده و مظفّر الملك دوازده هزار تومان مىگرفته و ضياء الدّوله سه هزار و پانصد تومان گرفته و معادل همين مبلغ عباسقلى خان و لطفعلى خان سركردهء آنها تعدى كرده و باعث فرار آنها شده و دو سه [ نفر ] كه در خرمآباد محبوسند ، بىگناه بودهاند . بالجمله در اين منزل ، باز مهر على خان كاغذى نوشته كه سفارش دربارهء پدر آنها خدمت جناب ناظم خلوت نوشته شود . قبول كردم و به توسط قاصد خودشان فرستاده و از قرار مذكور مفيد افتاد . ارتفاع بارومتر 32 در اين منزل از كف بحر محيط سيصد متر است . هلال غرّهء جمادى الاخرى در اين منزل شب شنبه رؤيت شد . هيزم در منزل دم چل و منزل چم گرداب يافت نمىشود . گويند منزل آينده ، پل تنگ براى بناى قلعه مناسب نيست خوب است كه قلعه را در چم گرداب بسازيم و در جوزار كه نيم فرسخ بالاست و منزل بعد را در قلعه رزه قرار داديم چونكه در پل تنگ زمين سنگلاخ است و قابل زراعت و آبادى نيست . در اين منزل و منزل فردا ايل بيرانوند چادر سياه زياد داشتند . آمدند در سر راه باج عبور مىخواستند . صبح شنبه غرّهء جمادى الاخرى حركت نموديم به سمت پل تنگ و قلعه رزه . مدت شش ساعت از كنار رود صيمره گذشتيم و راه دو شعبه مىشد : شاخهء دست راست را كه دو فرسخ كوتاهتر است و از يورت بهاروند و بيرانوند دزدان دور تر بود ، اختيار نموديم . مدت نه ساعت رفتيم . شش فرسخ پيموديم . راه خيلى سخت بود و گردنههاى خطرناك پرنشيب و فراز [ داشت ] . همه جا پياده شديم . براى راه قافلهرو مخارج زياد دارد [ تا ] تعمير شود ، اقلا دو هزار تومان ولى شاخهء نمكزار كه قدرى بلندتر است مخارج چندانى ندارد منتها هشتصد تومان . در ساعت هفت حركت رسيديم به پل زال كه مظفّر الملك بر روى رود زال ساخته . مرتبهء اول خراب شده ، دو مرتبه ساخته ؛ و آثار چهار پل ديگر در آنجا هست كه متأخّرين و متقدّمين ساختهاند و از بابت « 2 » چوبهاى زيادى كه آب آورده و « 3 » خراب شده و همين يك پل را الوار قدرى خراب كردهاند و هر گاه بر اين منوال بگذرد و مستحفظ نداشته باشد ، به كلّى خراب خواهند
--> ( 1 ) . منظور دولت عثمانى است كه در آن زمان عراق از مستملكات آن محسوب مىشده است . ( 2 ) . به علت ، بر اثر ( 3 ) . « و » احتمالا زائد است . ( حدس آقاى مهدى مداينى )