عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
62
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
راه خيلى كفايت به خرج داد . تمام ساكنين عرض راه اطاعت از او داشتند و همّت در اين كار گماشت . مردى كاردان است ، ولى خيالش نيست . « 1 » [ خرّمآباد ] صبح جمعه 15 [ جمادى الاولى ] حركت نموديم به سمت خرمآباد . پنج فرسخ است . در شش ساعت پيموديم . در يك فرسخ و نيم اوّل برف به اندازهء يك ذرع الى دو ذرع بود . خيلى خطرناك و مخوف و متدرّجا تنزّل نمود تا سه فرسخى خرّمآباد به كلّى نابود شد و آثار بهار نمايان شد . سبزه به ناگاه دميده بود و هوا « 2 » ملايم و زمين خرم . در طول پنج فرسخ اينقدر اختلاف هوا از عجايب است . از يك فرسخى شهر آثار مستقبلين نمايان شد از سوار و اهالى شهر و نظّام « 3 » و ملّا و اعيان و قليلى از اجزاى حكومت و تمام كسبه . در خانهء مير سيّد رضا خان وارد شديم . سه پسر دارد : يكى منشى در خدمت جناب آقاى امين السّلطان است و يكى سركردهء يكصد سوار . معارف « 4 » خرّمآباد : جناب آقا سيد صادق امام جمعه ، مرد با اطلاع قاعدهدان كافى است و قابل آن كه طرف مشورت شود در امور بزرگ . ديگر ميرزا صدر الدين از علما است و سيّد امين الشّريعه . خرمآباد [ آب ] « 5 » زياد غير مشروب سنگينى دارد ، خيلى خوش منظر است در دامنهء كوهى واقع . قلعهء فلك الافلاك را كه از بناهاى قديم است و بتدريج خراب كردهاند ، در بالاى كوهى در كنار ارگ واقع شده . عجب حصن « 6 » معتبرى دارد ! افسوس ، از قرار مذكور نوّاب ضياء الدّوله خيلى بد سلوكى با رعايا نمودهاند و راه لرستان را مغشوش كردهاند . الوار دير كوند مىآيند در شهر خرمآباد به قاعده « 7 » حقّ العبور و باج معيّن نموده [ تا ] مردم و قافله را بگذرانند و بجز قاصد پياده احدى جرأت عبور ندارد . خود حكومت به بعضى لحاظ رفته است به حدود صيمره 13 و نايب الحكومه ، نوّاب اكبر ميرزا ، پسر مرحوم احتشام الدّوله ، است [ كه ] مير حاجى ديركوند و حسن خان ياراحمدى را كه خدمتگزار « 8 » بودهاند و راه [ را ] به آنها سپرده بودند ، حبس نموده .
--> ( 1 ) . بىخيال و خونسرد است . ( 2 ) . در نسخهء خطّى : هواها ( 3 ) . چنين است در نسخهء خطى ( 4 ) . بزرگان ، افراد مشهور و سرشناس ( 5 ) . كلمهء « آب » احتمالا از قلم افتاده است . ( 6 ) . حصار ( 7 ) . به صورت عادى و علنى ( 8 ) . در نسخهء خطّى : خدمتگذار