عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
35
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
دراز است افتاده و فرنگىها مىآيند و آنچه ممكن [ باشد ] و بتوانند ، مىكنند و مىشكنند و مىبرند و آنچه نتوانند از [ فرط ] حسادت و خبث ذات . . . دستى مىشكنند و مىريزند ؛ چنانچه بسيارى از مجسمه [ هاى ] جمشيد و ساير [ ين ] را شكسته [ و يا ] حك « 1 » كردهاند . . . ( نسخهء خطى سفرنامه ، صفحات 160 - 159 ) معمارى شگفتانگيز چهلستون اصفهان . . . امروز صبح . . . رفتيم . . . سقف شيروانى چهلستون را تماشا كنيم و در حقيقت تعليم بگيريم . در طول 30 ذرع و عرض 20 ذرع شيروانى زده [ و ستونهاى ] حمّال . . . به كار بردهاند كه انسان و هر مهندس مبهوت مىشود . [ راستى ] چه مردم بزرگى داشتهايم ! مهندسين و علماى فرنگى زياد مىآيند [ و ] به تماشاى اين سقف همه مبهوت مىشوند . آثار صنعت قديم ما از روى چنين ابنيه معلوم مىشود . . . » ( نسخهء خطى سفرنامه ، ص 181 ) بند امير و خدمات عضد الدّوله . . . حقيقتا مرحوم عضد الدّولهء ديلمى كه از بزرگان روزگار بوده عجب مخارج گزافى نموده است براى سوار كردن آب به زمينهاى اطراف ! . . . 8 رشته سدّ ساختهاند ، هركدام به فاصلهء دو فرسخ از ديگرى : اوّلى [ داراى ] 14 چشمه است و مابقى كوچكتر و اوّلى 22 طاحونه « 2 » و 22 قريه را مشروب مىكند و مجموع [ آنها ] 360 قريه را . . . براى بناى سدّ اوّل زياد [ ه ] از يك صد هزار تومان مخارج شده ! عجب همّتى داشته ! [ چه ] كارهاى عجيب نموده كه نمىتوان در اينجا شرح داد ! ( همان ، ص 58 1 ) مظالم و تعدّيات بىشمار حاكمان و ديوانيان ظلم و ستم بىاندازهء والى پشتكوه . . . دو نفر از طايفهء قلاوند كه والى پشتكوه غارت [ شان ] نموده و 23 نفر [ از آنها را ] اسير برده ، از آن جمع گريخته [ و ] آمدهاند به دادخواهى . . . حكايت مىكردند كه والى موازى « 3 » چهل هزار گوسفند و چهار هزار ماده گاو و سه هزار تومان نقد و شصت راس ماديان و به قدر ده هزار تومان جل و پلاس از آنها غارت نموده . . . ( همان ، ص 28 ) ايجاد پادگان براى وصول ماليات ! . . . پنجاه نفر سرباز و يك عرّاده توپ آنجا ساخلو گذاشتهاند براى وصول ماليات دشتستان از رعاياى برهنه در وسط مملكت . . . ( همان ، ص 135 )
--> ( 1 ) . كندهكارى ، خطّكشى ( 2 ) . آسياب ( 3 ) . معادل ، برابر