عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
153
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
پىنوشتها ( 1 ) . ص 55 ، جلالى : نام تقويمى شمسى است كه در زمان سلطنت جلال الدوله ملكشاه سلجوقى ( 85 - 465 ه . ق . ) تأسيس گرديد و تقويم شمسى فعلى ايران بر همان اساس است . مبدأ اين تقويم روز جمعهء 9 رمضان 471 ه . ق . ( مطابق 15 مارس 1079 ميلادى و اوّل فروردين 485 ه . ش . ) است . . . ( - دائرة المعارف فارسى ، دكتر مصاحب ، ذيل تقويم جلالى ) ( 2 ) . ص 55 ، اودئيل : نام يكى از سالهاى دوازدهگانه در گاهشمارى منسوب به خطائيان وايغورها كه پس از استيلاى مغول در ايران رواج يافت . اسم هر يك از سالهاى اين دوره مركّب از اسم يك جانور به اضافهء لفظ ئيل ( il ) به معناى سال است . مثلا اودئيل به معناى سال گاو . اين سالها در فروردين 1304 رسما منسوخ گرديد ( - همان ، ذيل سالهاى خطا وايغور ) ( 3 ) . ص 55 ، سيلاخور : ناحيهايست در شهرستان بروجرد مشتمل بر سيلاخور عليا و سيلاخور سفلى . سيلاخورىها در افواج نظامى سابق ايران به تهوّر مشهور بودند . ( - همان ، ذيل سيلاخور ) « ظاهرا سربازان سيلاخورى كه قبل از تشكيل قشون ملّى به صورت سرباز چريك و داوطلب انجام وظيفه مىكردهاند [ غالبا ] مردمى خود سر و زبان نفهم و متجاوز بودهاند . » ( - جمالزاده ، 1382 ، ص 344 ) ( 4 ) . ص 56 : در اينجا نجم الدّوله از معيارى سخن مىگويد كه در اصطلاح علمى از آن به « بده » يا « دبى » debit تعبير مىشود و منظور از آن حجم آبى است كه در يك واحد زمانى كوچك ( مثلا ثانيه ) از مقطع يك رودخانه يا از زير يك پل مىگذرد . ( 5 ) . ص 57 ، نظام السّلطنه : حسين قلى خان نظام السّلطنهء ما فى - از رجال و دولتمردان معروف دوران سلطنت ناصر الدّين شاه و مظفّر الدّين شاه - به سال 1248 ه . ق زاده شد و در 1326 وفات يافت . در بيست و دو سالگى وارد دستگاه حسام السّلطنه گرديد و در 1274 به سمت نايب الحكومگى بوشهر منصوب شد . در 1291 به حكومت يزد و در 1292 ، در زمان حكومت معتمد الدّوله ، به وزارت فارس رسيد . در 1305 ملقّب به نظام السّلطنه شد و سپس به حكومت عربستان ( - خوزستان ) و بختيارى و چهارمحال منصوب گرديد . اين حكومت تا سال 1308 ادامه يافت . ( براى آگاهى بيشتر - معصومهء ما فى و ديگران ، خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السّلطنهء ما فى ، باب اوّل ، مقدمه ) ( 6 ) . ص 57 ، خاك فرّج : مرقد حارث بن احمد بن زين العابدين كه گنبد آن مربوط به اوايل قرن هشتم هجرى است . ( - لغتنامهء دهخدا ، ذيل مدخل قم : آثار تاريخى ) نجم الدّوله ، در سفرنامهء اوّل خوزستان دربارهء خاك فرج چنين آورده است : « . . . در يك ميدان خارج شهر خاكفرج است كه ارض مقدّس شمارند و معروف است كه سنگ حجر الاسود را از آنجا بيرون آوردهاند . » ( - نجم الملك ، سفرنامهء خوزستان ، ص 180 )