عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

145

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

[ اصفهان ] عصر چهارشنبه 21 [ رمضان ] حركت كرديم به سمت اصفهان ، مدّت دو ساعت و نيم رسيديم به محلّهء خواجوى اصفهان - سه فرسخ است - ، در خانهء ميرزا مهدى ، نوكر خود ، همانجا منزل نموديم . در عرض راه گذشتيم از ارچينى « 1 » ( پله و نردبان ) كه گردنهء سرازير سختى است ، ما بين جلگهء سابق و جلگهء اصفهان و بعد از ميان هزار درّه گذشتيم و از كنار دو باب آب‌انبار ، كه از چشمهء كوچكى مشروب مىشوند ، [ و از ] بناهاى صفويه است ، چهار طاقى روى آن‌ها ساخته‌اند . در اوّل چهار باغ خواجو 85 تكيهء حاجى محمّد جعفر آباده‌اى است . فاتحه خوانديم و در طول چهار باغ جمعى ملاقات شدند كه مىرفتند به فاتحهء اهل قبور تخت فولاد . 86 معلوم شد كه مسبوق به آمدن حقير بوده‌اند . دو سه روز در اصفهان رفتيم به تكايا و در محلّهء جلفا به تماشاى كليسياى بزرگ از بناهاى شاه عباس . خيلى مزيّن بود . جلفا « 2 » محلّهء خوبى است از اصفهان در آن سمت رودخانه . خيلى پاك و مشجّر و خوش آب و هوا ، ولى حال خلوت است . غالب ارامنه كوچ كرده ، رفته‌اند به ممالك روسيّه و غيره . جز ضعفا باقى نمانده . بعضى در همان خانهء محقّر دور به ديدن آمدند ، مثل جناب مشير الملك و ركن الملك و مظفّر الملك و جناب آقا ميرزا محمّد هادى ، شيخ طريقت . بسيار آدم خوبى است . پيرمرد 80 يا 90 ساله است ؛ و جمعى ديگر مثل نوّاب محمّد حسين ميرزا رئيس تلگرافخانه و آقا على خان سرتيپ و ميرزا عبد الخالق خان و منجّم‌باشى معروف به ملّاباشى و نايب الصدر و آقا محمّد مهدى ارباب و جناب آقاى امام جمعه . دو سه نفر معارف را بازديد نمود و چون حضرت و الا ، ظلّ السّلطان ، به اصفهان تشريف نداشتند ، تلگرامى محض ادب به عنوان مرخّصى عرض نمود به كرون 87 . و جوابى فرمودند به اين [ شرح ] : « جناب حاجى نجم الملك ، تلگرافى از شما به من رسيد . چون در حالت حركت به سمت اصفهان بودم ، گمانم آن شد به سرعتى كه خودم خيال دارم به شهر بيايم . زودتر از جواب تلگراف خواهم رسيد و در اصفهان شما را ملاقات خواهم كرد . زود هم به شهر وارد شدم ولى شما زودتر حركت كرده بوديد . شما را ملاقات نكردم . امّا همين‌قدر مىدانم كه جناب شما با اين علم و فضل و ولى نعمت‌پرستى و صدق حقيقت كه داريد ، در هرجا باشيد همانا ملاحظهء ازدياد به دعاگويى ذات اقدس اعليحضرت صاحبقرانى روحنا فداه است ، [ را ] به عمل خواهيد

--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : ارچين ( 2 ) . در نسخهء خطّى : جلفاى