عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

138

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

رسيديم به قريهء مشهد مرغاب . مشجّر است و خوش‌منظر . در عمارت خرابهء حاجى محمّد نبى خان وارد شديم . گويند كه جناب صاحب ديوان اين قريه را به عنف از صاحبش گرفته و او را خانه خراب كرده و حالا رفته است به طهران براى دادخواهى ؛ و در اين چندين ساله حكومت ، جناب صاحب ديوان را مىگفتند خيلى املاك معتبر به هم بسته « 1 » و هكذا قوام الملك و حاجى نصير الملك . تمام املاك معتبر و معروف فارس متعلّق است به ايشان و حقيقتا خانوادهء معتبرتر از اينها كسى نيست . در سيوند رزستان بسيار است ولى كم ثمر . هر درخت يك من الى دو من انگور مىآورد و درختى يك شاهى ماليات دارد و حال آن‌كه در ريشهر هر درخت يك خروار الى هشت خروار غوره مىدهد . شب سه‌شنبه 13 [ رمضان ] از مشهد مرغاب حركت نموديم به سمت خانهء گرگان 81 . مدت پنج ساعت رفتيم . قريب سه فرسخ و نيم همه كوه بود و گردنه و درّهء سخت دارد . وارد شديم در خانهء گرگان تا اينجا راه سخت بود و كاروانسرايى كثيف « 2 » دارد و رودخانه و چاپارخانه « 3 » . و بعد از ساعتى سوار شده ، رفتيم به ده بيد . مدّت پنج ساعت و ربعى ديگر رفتيم ، قريب چهار فرسخ جلگه [ اى ] بود هموار . در چاپارخانه وارد شديم . كاروانسرايى دارد منزل احشام عرب و تلگرافخانه متعلّق به انگليسىها . باغچهء با صفايى است و جلگهء وسيع و چمن و آب زياد دارد ، ولى باير است ، نه درختى و عمارتى . چه رعاياى تنبل بىهنرى داريم ! آب و زمين فراوان و باير انداخته‌اند . مستر آستن‌مان ، تلگرافچى آن‌جا ، منتظر ورود حقير بود . دعوت نمود ، رفتيم تلگرامى به نوّاب معتمد الدّوله زديم درخصوص مخارج و تعمير بند امير و تعمير پل خان و پل خرذه . شب چهارشنبه 14 رمضان حركت نموديم به سمت خانه خوره . شش ساعت و نيم رفتيم ، قريب چهار فرسخ و نيم است . تمام راه گردنه و ماهور . چاپارخانه‌اى دارد و كاروانسرا و باغچه كه محمّد كريم بيگ چاپارچى « 4 » آباد نموده . آب قليلى دارد و احدى در آنجا پيدا نمىشود جز دو سه نفر زن و بچهء چاپارچى و عليق هم پيدا نمىشد و در نزديكى ، احشام عرب است كه شير و ماست و دوغ و كره دارند . خانه‌خوره جاى خيلى بد كثيفى است . عصر چهارشنبه 14 [ رمضان ] حركت نموديم به سمت سورمق مدّت پنج ساعت و نيم . به يورتمه ، 6 فرسخ و نيم است . مكارى نه ساعت و نيم آمد . هوا نمناك بوده و بيابان كوير و چول و

--> ( 1 ) . به چنگ آورده ( 2 ) . در نسخهء خطّى : كاروانسرائى كثفى ( 3 ) . در نسخهء خطّى : چپرخانه ( 4 ) . در نسخهء خطّى : چپرچى