عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

105

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

و زمين‌هاى اطراف براى تصرّف كه مىخواهند بگيرند و آباد كنند . صمصام السّلطنه حكايت نمود كه پدرم مبلغ ده هزار عدد اشرفى كهنه نگاه‌داشته بود براى مكّه . بعد از فوت او و حبس من عموها آمدند و اين تنخواه را به بهانهء استخلاص من از مادرم گرفته و دادند به ظلّ السّلطان و فايده هم نداد و مبلغ يكصد هزار تومان ديگر حاجى رضا قليخان عمو برد از مال پدرم . بر فرض كه مشترك باشد ، يك ربع سهم ورثهء ايلخانى مىشود ؛ و دو نفر عمو حاجى امامقلى خان و حاجى رضا قلى خان ما بين هم قسمت نمودند . ولى حاجى امامقلى خان به من مىگفت كه اين تنخواه را رضا قلى زياده از بيست و پنج هزار تومان اقرار نكرد و سه هزار داد به ظل السلطان و از مابقى ، نصف به من داد ، دوازده هزار تومان ، و زياده براين بوده و خودش تقلّب نموده ، تنها خورد و ظاهرا بيست ، سى هزار تومان اضافه بوده و هر دو از آن تنخواه ملك خريده‌ايم ، حاضر است و علاوه قريهء فرادنبه « 1 » نصف حقّ من است ، تصرّف نموده و هكذا قريهء قهفرخ « 2 » تمام ملك من است . خلاصه نفاقى سخت در ميان دو برادر ايلخانى مرحوم و برادرزاده‌ها هست ؛ و ديگر مىگفت كه در خدمت نظام السّلطنه ، رضا قلى و اسفنديار آمدند در چقاخور مرا چاپيدند و آن‌چه داشتم از طلا و نقره و اسباب و گلّه و رمه بردند و با عيال و اولاد من منتهاى بدى كردند و دهات مرا سپردند « 3 » . حاصل املاك مرا مىبرند و مىخورند و مرا به خاك سياه نشانيدند و ايلخانىگرى و ايل بيگىگرى را ضبط كردند . حاجى امام قلى خان مىگفت كه قيمت املاك من زياده از سى هزار تومان نيست ، ولى سهم رضا قلى به شصت هزار مىرسد و ورثهء ايلخانى هنوز به مبلغ يكصد و بيست هزار تومان املاك دارند . شب سه‌شنبه 23 [ رجب ] قدرى آتشبازى از شب عيد باقى بود ، افروختند و موزيك زدند . جناب نظام السّلطنه از آمدن ميرزا كاظم خان كارپرداز و ميرزا پاشا بيگ وقايع‌نگار خيلى متأثّر و دلتنگ است و هكذا شيخ و حاجى ميرزا حسن خان ، قونسل بصره . حاجى ابو القاسم امين التّجّار و دو برادرش را بر روى هم مىگويند از يكصد و پنجاه هزار تومان الى دويست هزار ، بضاعت و سرمايه دارند . ولى اعتبار تجارتى آن‌ها به دو كرور « 4 » مىرسد . احكام تجارتى آن‌ها و برواتشان همه‌جا مجرى است در ايران و هندوستان ولى از حدّ تجارت و كاسبى خارج نمىشوند و خيلى سخت هستند . ولى حاجى ملك هنوز دست به باد است و خرّاج و عياش .

--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : فرادنبه 60 ( 2 ) . در نسخهء خطّى : قهوه رخ 61 ( 3 ) . واگذار يا پايمال كردند . ( 4 ) . كرور : پانصد هزار