پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

38

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

دادن آن روى ميز يا جاى هموار ديگرى ، داخلش را پر از خمير مايهء گچ مىكنند ، به طورى كه بعد از خشك شدن خمير ، در داخل چهارچوب ، قشرى از گچ يكدست و مسطح كه قطر آن از يك انگشت متجاوز نيست ، به وجود مىآيد و بعدا آن را جلوى پنجره نصب مىكنند و مسلم است كه وقتى اين قاب پرگچ آنجا قرار گرفت ، مانع نفوذ نور به داخل اتاق مىشود بدين جهت با يك ميلهء ظريف آهنى ، گچ را با دقت تمام سوراخ كرده و هزاران شكل زيبا و انواع گل و بوته به صورت منبت‌كارى در داخل آن حك مىكنند و نور از طريق اين نقوش به مقدار كافى وارد اتاق مىشود ؛ به‌علاوه در بعضى تالارها ، سوراخ بزرگى دايره مانند ، يا به اشكال مختلف ديگر در جلوى پنجره‌ها تعبيه و شيشه‌هاى الوان جلوى آن نصب مىكنند ، تا نور از ماوراى آن به داخل بتابد در نتيجه از تركيب اين روزنه‌ها و سفيدى گچ و تابش نور به داخل اتاق ، منظرهء حقيقتا زيبايى به وجود مىآيد . در داخل اين عمارت ، روى ديوارها به طور تك‌تك و نادر چهارچوبهايى وجود دارد كه داخل آن را نقاشى كرده‌اند ؛ ولى چون ايرانيان مانند ما عادت ندارند وقايع تاريخى يا اساطير و افسانه‌ها را مجسم سازند ؛ اين نقاشىها فقط عبارت است از تصاوير تنها يا دسته‌جمعى زنان و مردانى كه بعضا صراحى شراب در دست دارند ؛ برخى در حال نوشيدن هستند و عده‌اى مست و افتان و خيزان در حركتند . بعضى از تصاوير نيز به نحوى است كه نمىتوان آنها را جز به نقش ونوس « 1 » و باكوس « 2 » كه در هم آميخته‌اند به چيز ديگرى تشبيه كرد . شخصيت‌هاى اين تصاوير همه در لباس ايرانى هستند ، منتهى كم و بيش تصاويرى از اشخاصى كه كلاه به سر دارند نيز ديده مىشود تا به اين ترتيب فرنگىها را مجسم كنند - البته جز كلاه بقيهء لباس هيچ شباهتى به البسهء غربىها ندارد - و نشان دهند كه محلىها در عوالم جنون‌آميز مستى و بىخبرى ، تنها و بىشريك نيستند . اين نقاشىها با وجود رنگ‌هاى ظريف ، بسيار ناشيانه ترسيم شده و مانند اين است كه به دست اشخاص بىاطلاع از هنر به وجود آمده‌اند و به اين ترتيب بيم دارم كه مبادا شاه بعد از ديدن آثارى چند از نقاش من ، قصد نگه‌داشتن آن را كند . محل جالب توجه ديگر ، باغ گلستان است ، كه تماشاى آن براى من امكان‌پذير بود ؛ ولى فعلا

--> ( 1 ) . در زبان ايتاليايى « Venere » الههء عشق و لذات جسمانى . ( 2 ) . در زبان ايتاليايى « Bacco » خداى شراب‌خوارگى و مستى . - م .