پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

35

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

توضيح بدهم . يكى اين‌كه در اصطبل شاه كه دور از قصر سلطنتى است ، منارى گرد ، مانند منارهايى كه در مساجد اسلامى نمونهء آن ديده مىشود ، وجود دارد . اين منار نمىدانم به دليل وجود مسجدى در نزديك آن و يا به قصد روشن كردن اطراف يا براى دعوت مؤذن از مردم براى اداى فريضهء مذهبى يا امثالهم ساخته شده ؛ ولى از اين جهت جالب توجه است كه از صدر تا ذيل آن از كلهء بزهاى كوهى و حيوانات وحشى ديگرى تركيب شده ، كه يك شاه يا يكى از خويشان او كه سازندهء منار بوده است ؛ در يك وهله شكار ، همهء آنها را زده است . اين منار بلند است و كلّه‌ها يكى در كنار ديگرى قرار گرفته و تعداد آنها به چندين هزار مىرسد مع‌الوصف اين امر كه همهء آنها يك مرتبه شكار شده‌اند موجب تعجب نيست زيرا همان‌طور كه امروزه نيز شاه بدان عمل مىكند ، اين شكارها چندين روز به طول مىانجامد و هزاران نفر براى خارج كردن حيوانات از جنگل ، در آن شركت مىكنند . روىهم‌رفته اين منار ، با اين همه كلهء حيوان و شاخ‌هايى كه از آن خارج شده ، حكايت از ذوق غير عادى و عجيب ايرانيان مىكند كه بايد گفت هيچ يك از آنها از اين جهت به پاى شاه نمىرسند و اگر فرصتى دست داد و خدا خواست براى شما از كارهاى عجيب و غريب و هوس‌هاى او حضورا داستان‌ها خواهم گفت . منار عجيب به نام مناركله خوانده مىشود « 1 » . محل قابل توجه ديگرى كه در اصفهان ديدم ، اولين مدخل قصر شاهى است كه شاه معمولا سفراى خارجى و ميهمانان را در آنجا مىپذيرد و ضيافت‌ها را در آن محل برپا مىدارد . اولين مدخل قصر را بدين دليل گفتم كه خود قصر يعنى جايى كه شاه در آن زندگى مىكند ، در حقيقت خيلى دور تر و داخل باغ است و طبق عادت حكمرانان مشرق‌زمين ، هيچ‌كس حق ندارد از اطراف آن عبور كند يا داخل آن شود ؛ ولى در داخل ميدان و بالاى اولين مدخل - كه آن را محترم مىشمارند و هيچ‌كس پا روى آستانهء چوبى آن‌كه قدرى بالاتر از سطح زمين است ، نمىگذارد و حتى در مواقع مخصوصى مانند اماكن مقدس آن را مىبوسند - عمارت كوچكى است كه عظمتى ندارد ؛ ولى در عوض داراى زيبايى خاصى است و قبلا مورد استفاده آن را ذكر كرده‌ام . وقتى شاه مىخواهد از قصر خارج شود ، سوار بر اسب مىشود و از خيابان بزرگى كه از داخل قصر او تا مدخل خارجى ادامه دارد ، به پيش مىراند . من مايل هستم اين شيوه تغيير يابد

--> ( 1 ) . البته نويسنده همه جا اين منار را برج مىنويسد و به برجى كه در كليساها بر بالاى آن زنگ قرار دارد ، تشبيه مىكند . ترجمهء اين توصيفات زايد به نظر رسيد . - م .