پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

18

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

خود نشان مىدهند ؛ اما از طرف ديگر طبق رسوم ، كسى كه هديه‌اى دريافت مىكند ، در مقابل آن ، چيزى به همان ارزش يا گرانبهاتر مىدهد ؛ زيرا اگر اين عمل انجام نگيرد ، كسى كه هديه داده است گله‌مند مىشود و به قرارى كه شنيده‌ام اين امر به كرات اتفاق افتاده است . مطلب گفتنى ديگر دربارهء ميهمانى است كه براى من داده شد و چون تمام ميهمانىها حتى آنهايى كه در حضور پادشاه برگزار مىشود ، از همين قبيل هستند ، با توضيحاتى كه مىدهم به نحوهء برگزارى همهء آنها واقف خواهيد شد . شيخ ، قبل از نيمروز اسب زيبا و مجهزى براى همسرم فرستاد كه بلافاصله بر روى آن سوار شد و يك نفر دهنهء اسب را گرفت و به راهنمايى حيوان پرداخت و به اين ترتيب براى خانم اسب سوار كه مثل مردان بر روى حيوان نشسته و پاهاى خود را برعكس زنان سواركار اروپا به دو طرف شكم اسب انداخته است ، كار ديگرى باقى نمىماند ، جز اين‌كه خود را روى زين محكم نگه دارد . اين شيوهء اسب‌سوارى زنان ، از رسوم ايرانيان است و آن عده از خدمت‌گزاران زن ، كه خانم را همراهى مىكنند ، دنبال اسب به راه مىافتند . ما نيز به دنبال اسب روان شديم و وقتى به منزل صاحبخانه رسيديم ؛ او در دالان از ما استقبال و بلافاصله ما را به اتاقى كه هم‌سطح زمين ساخته شده بود ، راهنمايى كرد . اتاقهاى نشيمن از اين جهت هميشه همكف زمين است كه انسان زحمت بالا رفتن از پله‌ها را نداشته باشد ، و به‌علاوه از يكديگر مجزا هستند ؛ به طورى كه ورود به يكى از آنها ، مستلزم گذشتن از اتاق‌هاى ديگر نيست . بعضى از خانه‌ها داراى اتاق‌هاى زيادى از جمله اتاق پذيرايى و اتاق خواب و صندوق‌خانه و اتاق مخصوص خانم‌هاست و قسمت ارباب‌نشين از قسمت غلام‌نشين مجزا شده است . اتاقى كه به آن وارد شديم ، چهارگوش و كوچك بود و طبق معمول روى كف آن فرش انداخته بودند . ديوارها رنگ سفيد داشت و سقف اتاق را گچ‌برى و نقش و نگار كرده بودند . در يك بخارى ديوارى آتش مىسوخت ؛ زيرا كورهء زمينى در آنجا نبود . عدهء زيادى ميهمان كه قبل از من آمده بودند ، دور تا دور اتاق پشت به ديوار روى زمين نشسته بودند و مرا به اتفاق همراهانم در كنار داروغهء شهر ، نظربيك ، كه در حقيقت صدر مجلس به‌شمار مىآمد ، نشانيدند . سه زن خواننده و نوازنده نيز با سازهاى خود در اتاق بودند . يكى از سازها زهى بود ، كه به آنچه ما داريم ، شباهتى ندارد و ديگر ادوات موسيقى مانند طبل‌هاى كوچكى بودند كه در ايتاليا دختركان هنگام تابستان آن را به صدا درمىآورند ؛ منتهى بزرگ‌تر و بسيار زيباتر و پرنقش و نگارتر و من يكى از آنها را با خود خواهم آورد . اين زنان غالبا كسانى هستند كه مردان مىتوانند ايامى را با آنان