پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

362

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

عمر خود آداب آيين كاتوليك را به حد اعلا و با آزادى مطلق به جاى آورند ؛ بلكه مورد عطوفت و رأفت همگان نيز قرار مىگيرند و آداب مذهبى از طرف پدرهاى روحانى كرملى برهنه‌پا كه به همين نيت از طرف پاپ به اينجا اعزام شده‌اند ، به آنها تعليم داده مىشود و از همه مهم‌تر آن‌كه حكومت ايران همه گونه آزادى مذهبى آنها را تضمين مىكند . دعاهاى مذهبى در اين جا به زبان لاتين خوانده مىشود كه به اين ترتيب بچه‌ها از اول به آن آشنا مىشوند و براى بزرگ‌ترها از پاپ استدعا خواهيم كرد تا دستور دهد به زبان كلدانى و عربى نيز دعاها را تكرار كنند ؛ زيرا اين كار سابقه دارد و اكنون در مورد مارونيت‌هاى كاتوليك و ارمنىها و حتى يونانىهاى مقيم رم چنين عملى انجام مىگيرد و مسلم است كه هر كسى اگر در زبان خود دعاها را بخواند ، بيشتر به معانى آن پى مىبرد . البته ، طبق رويه‌اى كه دارم ، نبايد اين مطالب را قبلا بنويسم و فقط بايد وقتى چيزى را اظهار كنم كه آن را انجام داده باشم ، ولى اين مرتبه از نتيجهء كار مطمئن هستم و حتى اطلاع دارم آنها خود را براى مهاجرت آماده كرده‌اند تا از سرزمين دشمن به ايران بيايند و خود را تحت حمايت پاپ قرار دهند و از مزاياى بىشمار آن بهره‌مند شوند . وقتى آنان به اصفهان آمدند ، ممكن است شاه در حقشان مرحمتى نيز بكند ؛ زيرا تا به حال چندين بار برايم پيغام داده است كه آمادهء انجام هرگونه مرحمتى نسبت به من است و چون هنوز هيچ‌گونه درخواستى نكرده‌ام ، اگر از او بخواهم كه اين افراد را جزو خانوادهء من محسوب دارد و به آنها امتيازات خارجىهاى ديگر را اعطا كند ، مسلما آن را رد نخواهد كرد ؛ ضمنا اين امكان نيز وجود دارد كه افراد ديگرى به اين مهاجران بپيوندند و از طريق ازدواج و دوستى و پيوندهاى معنوى ، اجتماع بزرگى از آنان پديد آيد . شاه ، همان‌طور كه بارها بيان داشته ، حاضر است در صورتى كه ما درخواست كنيم ، به حد كافى زمين در اختيارمان بگذارد ، تا در آنجا زندگى كنيم و به آبادانى بپردازيم و به اين ترتيب خواهيم توانست در اين نقطه از جهان يك جامعهء بزرگ كاتوليك تشكيل دهيم كه خيال دارم اسم آن را « رم جديد » بگذارم و تمام خصوصيات رم را نيز براى آن به وجود آورم . اگر اشتباه نكرده باشم ، كارها تا اين لحظه به خوبى پيشرفت مىكند و اكنون برگرديم بر سر مطالب ديگر . روز چهارم آوريل ، دو قاصدى كه از طرف سفير اسپانيا و نمايندهء انگليسى به فرح‌آباد اعزام شده بودند تا مطالب مختلفى را به اطلاع شاه برسانند به اصفهان مراجعت كردند . هر دوى آنها براى من تعريف كردند كه بورون كاظم‌بيگ ، سفير شاه كه قبلا گفتم سردار ترك او را با خود به قسطنطنيه برده بود ، به فرح‌آباد مراجعت كرده است و به اين ترتيب حدس مىزنم او اصولا به