پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

302

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

نشان حزم و احتياط او و از طرف ديگر به علت طبع ظريف و احساساتى اوست كه گريه كردنش را خيلى آسان مىسازد ، ولى در قدرت اراده‌اش خللى رخ نداده است . به هر حال ، هرچه مىخواهد باشد ، آن روز چنان شاه ناراحت بود كه دهقان بيچاره‌اى را كه ناگهان پيش دويد و عريضه‌اى تقديم كرد ، و تقاضايش شايد هم خيلى ناچيز بود ، مجازات شديدى كرد . يعنى دستور داد پاهايش را در وسط ميدان به درختى ببندند و من هم آن روز به ديدن اين مجازات عجيب كه در ايران خيلى مرسوم است رفتم . مجازات بدين ترتيب اجرا مىشود كه پاهاى محكوم را از پشت ، در آنجا كه ساق به كف پا مىپيوندند ، سوراخ مىكنند و ريسمانى از آن مىگذرانند و او را از درختى آويزان مىكنند به‌طورى كه سر و شانه‌هايش به زمين ساييده مىشود . اگر محكوم بايد بميرد ، آنقدر او را بدين حال مىگذارند ، تا از گرسنگى هلاك شود و اگر بعد از مدتى مقاومت كرد و نمرد ، شكمش را با شمشير مىدرند و او گرفتار يك مرگ دردناك و تدريجى مىشود ؛ زيرا در اين صورت روده‌هاى او بر صورتش مىريزد و آن بيچاره مىكوشد دوباره آنها را در شكم خود فرو برد و بالأخره به وضع فجيعى جان مىسپارد ؛ اما اگر مرد خطاكار مستحق مردن نباشد ، فقط يكى دو ساعت او را در همان حال باقى مىگذارند و سپس رهايش مىكنند و حتى بعد از آن ، رنجى هم حس نمىكند و فقط در مدت تحمل اين مجازات واقعا گرفتار شكنجه‌اى وحشتناك شده است و دهقان بيچاره نيز خوشبختانه بعد از مدت كوتاهى از اين وضع خلاص شد . روز بيست و هشتم اوت ، از طرف قرچقاىبيگ به شاه گزارش رسيد كه تمام اطراف تبريز را زير آب رودخانه‌اى كه از آنجا مىگذرد غرق كرده است ، به نحوى كه آب تا زير شكم اسب بالا مىآيد و به اين ترتيب شاه مىتواند مطمئن باشد كه حتى يك نفر سرباز ترك نيز نمىتواند از اين مهلكه جان سالم به در برد . در همين گزارش خبر داده شده بود كه مرض اسهال در ميان ترك‌ها شيوع يافته و قحطى و گرسنگى كم‌كم دارد چهرهء خود را نشان مىدهد . شاه كه از اين خبر شاد شده بود و از طرف ديگر به ترس و وحشت مردم آگاهى داشت ، دستور داد جار بزنند كه ساكنان اردبيل نبايد شهر را ترك كنند ؛ ولى فروشندگان دوره‌گرد مىتوانند با كالاهاى خود به هر كجا مىخواهند بروند . مشروط بر اين‌كه به هيچ‌وجه از نزديك اردوگاه ترك‌ها نگذرند ؛ به قرچقاىبيگ نيز جواب داد كه مانع ترك‌ها نشود و بگذارد هرچه بخواهند به پيش‌روى خود ادامه دهند ، سپس با قواى خود پشت آنان را ببندد و مانع از بازگشتشان شود .