پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
286
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
دارد . از اينكه چنين اعمال سحرآميزى در اينجا سر مىزند نبايد تعجب كرد ، زيرا شيطان كه به ارادهء خداوند اين قبيل چيزها از اعمال اوست ، مىتواند بندگان خود را به هر نحوى كه بخواهد فريب دهد و در آسمان چنين پديدههايى به وجود آورد و شاه براى انجام يك چنين كارهايى فرمان داد تا ساحره را همراه قشون كنند « 1 » . بعد از زنجان ، بلافاصله جاده به دو قسمت منشعب مىشود ، يكى به طرف غرب مىرود و ديگرى به سوى شمال غربى و اين همان جادهاى است كه در امتداد جادهء سلطانيه واقع شده و به طرف اردبيل ادامه مىيابد ؛ جادهاى كه به طرف غرب است و در سمت چپ اين جاده قرار دارد ، به تبريز منتهى مىشود . ما كه در جادهء اردبيل راه مىپيموديم ، بعد از طى سه فرسنگ راه ، شب را در كنار رودخانهء كوچك يا بهتر گفته شود ، نهرى كه سارومساق چاى ، يعنى رودخانهء سير خوانده مىشد ، به سر آورديم . سهشنبه هفتم اوت ، سحرگاه به راه افتاديم و بعد از طى چهار فرسنگ ، حوالى غروب در كنار آب باريكى كه از وسط جاده رد مىشد ، بار افكنديم . چون اين آب كم و تعداد لشكريان زياد بود ، همه بهطورى در كنار آن يعنى در امتداد رود قرار گرفته بودند ، كه از اين سو تا به آن سوى اردوگاه مسافتى نزديك به نصف روز راه فاصله به وجود آمده بود . چون هوا گرم بود ، بعد از اينكه شام خورديم و به حيوانات علوفه داديم ، سه ساعت از شب گذشته مجددا حركت كرديم و تمام شب راه رفتيم . چهارشنبه صبح نيز اين راهپيمايى ادامه يافت و از تپهها و درههاى بسيار زيبايى كه در عين حال فاقد درخت بود ، عبور كرديم . قسمت اعظم راه در اينجا كوهستانى و در نتيجه خنك بود ؛ شيب كوهها نيز چنان ملايم بود كه انسان تصور مىكرد در دشت و صحرا راهپيمايى مىكند . بعد از طى شش فرسنگ ، به دهى به نام ينگيجه رسيديم كه چون در آنجا آب نبود ، به زحمت افتاديم و زود حركت كرديم و هنوز دو فرسنگ راه نرفته بوديم كه به معبر بسيار مشكلى رسيديم كه در يك طرف آن ، درهء عميقى واقع شده بود . معبر به اندازهاى تنگ و پرپيچ بود كه بايد هر كس بهطور ، انفرادى ، آن هم پياده ، از آن رد مىشد . در قعر
--> ( 1 ) . تمام قسمت اخير نيز از طرف سانسور وقت حذف شده و در نتيجه در هيچ يك از چاپهاى كتاب منعكس نشده است . علت حذف اين مطالب معلوم نيست ، زيرا جنبهء سياسى و مذهبى ندارد . شايد مأموران سانسور وقت صلاح نمىديدند خوانندگان اروپايى مسيحى با اينگونه مسائل ماوراءالطبيعه آشنا شوند ؛ زيرا بايد توجه داشت كه كليسا هميشه مخالف با ادعاهايى از اين قبيل بوده و تعداد بىشمارى از اين ساحران و جادوگران در قرون وسطى و بعد از آن جان خود را به مناسبت ادعاى داشتن قدرت مافوقالطبيعه از كف دادند . - م .