پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
5
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
جنوب وسعت آن به حدى است كه گمان مىكنم از بابل و شوش در حوالى خليج فارس شروع مىشود و به طرف شمال تا موصل يا نينوا تا داخل ارمنستان و آذربايجان « 1 » و تقريبا حوالى درياى سياه « 2 » ادامه پيدا مىكند . كردستان سرزمين كوهستانى و سختى است و در حقيقت يك بدنه از سلسله جبالى است كه از اين قسمت آسيا عبور مىكند و به خليج فارس ختم مىشود . اين رشتهكوهها بهترين سرحد طبيعى بين امپراتورى تركها و ايرانىها است و در ازمنهء سابق نيز سرحد بين رومىها و پارتها بود . نمىدانم اين سرزمين در قديم چه ناميده مىشد و تصور مىكنم مثل امروز تمام آن نام واحدى نداشت و بهعلاوه ميان اقوام مختلفى كه نامهاى گوناگون داشتند ، تقسيم شده بود ؛ از جمله در قسمت شمال آن ، كاردوكها ساكن بودند ، كه در كنار دجله مىزيستند ، و همانطور كه گزنفون در كتابهاى خود دربارهء لشكركشىهاى كورش دوم مىنويسد ، يونانىها را در موقع عقبنشينى بسيار آزار دادند و بايد بگويم اين سلسله از كتابهاى گزنفون به نظر من از بهترين آثار اوست . كردها زبان مخصوصى دارند كه از زبانهاى ديگر همسايگان خود يعنى عربها و تركها و ايرانىها متمايز است ؛ ولى زبان آنها به فارسى اوليه ، بيش از زبانهاى ديگر شباهت دارد . بسيارى از آنان چادرنشين بوده و با اغنام و احشام خود دائما در حركت هستند و ييلاق و قشلاق مىكنند ؛ ولى بعضى از آنان شهرنشينند و در يك جا مستقر شدهاند . بهطور كلى كردها مطيع خانها و رؤساى قبايل خود هستند كه اين لقب را به ارث بردهاند و به نسبت نزديكى محل خود با تركها يا ايرانىها حكومت يكى از آنان را بر خود قبول دارند ؛ ولى قسمت عمدهء آنان از اين قيد آزاد هستند . بعضى از اين خانها مىتوانند ده تا دوازده هزار سوار فراهم كنند و يكى از آنها خان بتليس « 3 » است ، كه من او را در قسطنطنيه ديدم ؛ بعضىها نيز مانند بيك فوقالذكر ، اگر دو تا سه هزار سوار بتوانند آماده كنند ، خيلى راضى و خوشحال مىشوند . خانهاى بزرگ از اتباع كسى نيستند ؛ بلكه تحت حمايت يكى از دو پادشاه به سر مىبرند و بعضى اوقات همانطور كه در ايتاليا نيز حكام و متنفذين ما عمل مىكنند ، به مقتضيات زمان ، پرچم خود را تغيير مىدهند . خانهاى ضعيفتر نه تنها به تابعيت تن در مىدهند ، بلكه بيشتر اوقات فقط رياست را براى مدت معين و يا تمام عمر ، و نه بهطور موروثى ، به دست مىآورند .
--> ( 1 ) . نويسنده اين نام را با اصطلاح زمان مديا ( Media ) ذكر مىكند . ( 2 ) . نويسنده اين نام را ائوسينو ( Eussino ) ذكر مىكند ، كه طبق اصطلاح آن زمان ، يكى از اسامى درياى سياه بوده است . ( 3 ) . بتليس يا بدليس مركز ايالتى به همين نام در نزديكى درياچهء وان در تركيه است .