پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

253

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

انجام تشريفات ديد و بازديد نبايد تأخير زيادى بشود . برادر بزرگ بانو معانى ، عبدالله جريد ، نيز به اتفاق پدر به قزوين آمد ، تا مهمان من باشد . من قبلا از او دعوت كرده بودم نزد ما آيد تا از اين تنهايى اندكى رهايى يابيم و او كه براى ديدن ما به اصفهان رفته و ملاحظه كرده بود در آنجا نيستيم ، پس از راه‌پيمايى چهل - پنجاه روزه ، خود را به قزوين رسانيده بود ؛ عملى كه مردم ممالك ما نه تنها در مورد اقوام دور ، بلكه دربارهء اقربا و حتى پدر و مادر خود نيز انجام نمىدهند ! خليفه همان شب موفق شد دست شاه را ببوسد و اين كار در ميدان و بدون تشريفات انجام گرفت . شاه به او بسيار مهربانى روا داشته و حتى او را سرزنش كرده بود كه چرا اين همه مدت به ديدنش نيامده است و خليفه به اين بهانه متعذر شده بود كه طبق دستور او مشغول ترجمهء زبور داود از كتاب انجيل بوده و اكنون كه اين كار تمام شده و فراغتى يافته است ، براى ديدار شاه آمده است . پدر مقدس در خانهء من نمازخانه‌اى داير كرد ؛ زيرا در خانهء خودش جاى مناسبى نداشت و من هم آن را به نحو شايسته‌اى تزيين كردم و به اين ترتيب ، او در هر عيدى در خانه من نماز مىگزارد « 1 » . غروب روز بيست و دوم ژوئن ، شاه به ازبك‌هايى كه ذكر آنها را كردم در ميدان محبت زيادى كرد ، و بعد از اين‌كه به آنها شراب داد اظهار داشت مايل است با خان آنها دوستى برقرار كند ، زيرا گرچه ايشان در مورد ابريشم با ترك‌ها اشتراك منافع دارند ، ولى بايد قزلباش‌ها را برادرهاى خود بشمارند و آنها را دوست داشته باشند ، مضافا به اين‌كه از جنگ‌هاى گذشته بايد تجربه گرفته باشند و بدانند كه از خصومت با ايرانيان طرفى نمىبندند ، و گرچه از حمله‌ها و شورش‌هاى خود به قلمرو ايران بعضى اوقات غنايمى به چنگ آورده‌اند ، ولى هر مرتبه شكست خورده‌اند و از قدرتشان كاسته شده است . شاه اضافه كرد كه مايل است با آنان نيز مانند ساير ملل جهان ، كه با او روابط حسنه دارند ، دوست باشد . به‌خصوص كه آنان همسايگان ايران هستند و اين دوستى براى هر دو طرف مفيد است . وى سپس آنها را قسم داد كه در بازگشت به ميهن ، آنچه را در ايران به چشم ديده‌اند ، و مراتب دوستى ايرانيان را نسبت به خود ، براى خان بازگو كنند ، تا به اين ترتيب سوءتفاهم‌هاى گذشته مرتفع شده و پايهء دوستى عميقى گذاشته شود . ازبك‌ها قول دادند و قسم ياد كردند كه تمام دستورهاى او را اجرا كنند و به عادت ترك‌ها

--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده راجع به اعياد مسيحى مطالبى مىنويسد كه ترجمهء آنها لازم به نظر نرسيد . - م .