پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

236

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

خود نيز چوگان به دست مىگيرد و اسب مىتازد و مىتوان گفت اين بازى را خيلى بهتر از ديگران مىداند . چوگان تقريبا چيزى شبيه آن بازى است كه مردم فلورانس با پاى پياده انجام مىدهند و به آن كالچو مىگويند « 1 » . نحوهء بازى از اين قرار است كه هر طرف سعى مىكند توپ را به دروازهء مقابل برساند و فقط فرق ميان بازى مردم فلورانس با بازى ايرانيان اين است كه آنها پياده و در ميدان كوچكى با تعداد زيادى بازىكن اين بازى را انجام مىدهند و به يكديگر ضربه و تنه و مشت مىزنند ؛ در حالى كه تعداد بازىكنان ايرانى بيش از پنج تا شش نفر نيست و همه سوار بر اسب هستند و بسيار متين بازى مىكنند و به يكديگر تنه و مشت نمىزنند . هر سوارى مىكوشد تا خود را زودتر به گويى كه از چوب بسيار سبك ساخته شده است برساند و آن را با چوگان ، كه چوب بلند سركجى است ، از دست حريف خارج كند . چوگان را به دست راست مىگيرند و هنر چوگان‌باز در آن است كه گوى را از نزديك دنبال كند و هميشه از حريفان پيش باشد ، و اگر نتوانست خود را به گوى برساند ، تا حدامكان راه حريفان را نيز مسدود سازد و نگذارد آنها گوى را با چوگان بزنند . در تمام اين حركات ، مهارت و سرعت اسب و سواركار از عوامل اصلى موفقيت محسوب مىشوند و مطلب مهم‌تر اين كه بازى چوگان ، افراد را براى هنرنمايى در ميدان نبرد آماده مىسازد و روى هم رفته از تمام بازىهاى مشابه ما بهتر و ارزنده‌تر است و اگر با لباس متحدالشكل و زيبا انجام شود ، براى بانوان دربارهاى اروپا بسيار شايسته و مناسب خواهد بود . زن در كوچه‌هاى قزوين فراوان است ، ولى همه پياده هستند و روى خود را پنهان مىكنند و چادرهاى آنان خيلى ارزان قيمت است . بسيارى از بانوان طبقات عالى نيز در حالى كه لباس‌هاى فاخر در زير بر تن دارند ، براى پنهان كردن شخصيت خود ، چنين چادرهايى بر سر مىكنند . زنان نسبت به مردان اين رجحان را دارند كه مىتوانند طرف مقابل را ببينند و خود ديده نشوند ؛ در حالى كه مردان متقابلا قادر به اين كار نيستند . گرچه مردم در اينجا نيم‌تنه‌هاى تقريبا متحدالشكل ما را بر تن ندارند ؛ ولى ديدن اين همه لباس‌هاى رنگارنگ و عمامه‌هاى گوناگون ، در ميدان به اين بزرگى ، منظرهء جالبى را به وجود مىآورد كه خالى از لطف نيست . اولين بارى كه من شاهد ورود شاه به ميدان بودم روز يكشنبه ، يعنى همان روز ورودم ، بود و

--> ( 1 ) . Calcio : هنوز در زبان ايتاليايى معنى بازى فوتبال مىدهد ، بنابراين معلوم مىشود در زمان پيترو دلاواله نيز فوتبال در بعضى از قسمت‌هاى ايتاليا مرسوم بوده است . - م .