پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
221
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
عبور امكانپذير مىشود . بعد از اين كوهستان ، يك درهء سبز و خرم و طولانى واقع شده كه در اطراف آن ، كوههاى مجزا از يكديگر قرار گرفتهاند و اين دره به چمنزارى ختم مىشود كه طول آن تقريبا دو ميل است . خود چمنزار به شكل دايره است و كاملا از كوه و تپه احاطه شده . شاه اين محل را براى شكار معين كرده ، تا از تمام درهها و كوههاى اطراف جانوران وحشى را به آنجا برانند و از نواحى مختلف مازندران چندين هزار مرد را مأمور اين كار كرده است ، زيرا در مشرقزمين رعايا كار سگهاى شكارى را انجام مىدهند . براى اينكه حيوانات نتوانند از دشت شكارگاه فراتر روند ، به دستور او از كوهى به كوه ديگر ، در ميان دره با شاخههاى درختان پرچين بلندى ، كه دست يك مرد اسبسوار نيز به بالاى آن نمىرسد ساختهاند ، بهعلاوه گرداگرد دامنهء كوههاى اطراف اين جلگه را نيز دامهايى از طناب كشيدهاند كه به تيرهاى بلند بسته شدهاند ، بهطورى كه هيچ جانورى نمىتواند از روى آنها بجهد و مسلما براى ساختن اين همه چيز عدهء زيادى مدتها وقت صرف كردهاند . به اين ترتيب حيواناتى كه توسط اين مردان رانده مىشوند به علت تنگى دره و سر و صدا و فرياد آنان به سوى اين جلگه روى مىآورند ، و چون دامهاى طنابى مانع از پيشرفت آنها مىشود همانجا محبوس مىشوند . من خبر دارم كه از فرحآباد مازندران سيصد بار شتر طناب براى اين كار ارسال كرده بودند ، منتهى چون شكارگاه وسعت نداشت همهء آنها به كار نرفته بود . از اين تعداد مىتوانيد امكانات شاه را پيش خود مجسم كنيد . شاه قرار است در ميان اين جلگه با شمشير و تير به شكار مشغول شود ، يا چنانكه از قديم مرسوم است ، بعضى از جانوران شكارى را زنده بگيرد و گوشوارهاى كه نام او يا علامت خاصى بر آنها منقوش است ، در گوش آنها كند و آزادشان سازد . بسيار اتفاق افتاده است كه شكارچيان جانورانى را گرفتهاند كه گوشوارههايى از زنان شاه طهماسب و شاه اسمعيل صوفىمشرب و پادشاهانى پيش از ايشان به گوش داشتهاند و از زير دست چندين شاه گذشتهاند . براى اينكه زنان حرم نيز از تماشاى شكار بهرهمند شوند ، به سرعت جايگاه مخصوصى برايشان ساختند . اين جايگاه به شكل راهروى درازى ، بر فراز يكى از كوهها كه مشرف بر شكارگاه بود ، ساخته شد و جلو اين مكان را نيز چوببست كردند و پردههاى حصيرى كشيدند . به اين شيوه ، زنان مىتوانستند از آنجا شكارگاه را تماشا كنند و حتى با تفنگ جانوران را بزنند ؛ زيرا آنان در تيراندازى با تفنگ نيز بسيار ماهرند و هر وقت مردان در شكارگاه باشند شكار را از محل مخصوص خود با تير مىزنند ؛ ولى اگر فقط با شاه به شكار روند ،