پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
169
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
بيشتر فرستاده شد : دويست و پنجاه من آرد ، صد و پنجاه من برنج ، سى و هفت من روغن ، هشتاد مرغ ، نوزده گوسفند پروار ، هفده بره ، ششصد تخممرغ ، پانزده من نخود كه از آن براى طبخ پلو استفاده مىكنند ، دوازده من نمك - كه مقدار زيادى نبود ، زيرا علاوه بر استفاده در آشپزخانه ، بايد به مصرف خوراك اسبها و شترها نيز مىرسيد - ، سه من ادويهء گوناگون به طور كلى ، بهعلاوه يك چارك فلفل و يك چارك دارچين و يك سير هل كه غذاها را با آن چاشنى مىزنند ، ده من ناردانه يعنى دانههاى انار كه در آفتاب خشك شده و به مصرف ترش كردن غذا مىرسد ، بيست و هفت من پياز - اين امر نبايد موجب تعجب شود ، زيرا طبق سليقهء مردم اين سامان براى طبخ غذاهاى فوق حتما اين مقدار پياز مورد مصرف قرار مىگيرد ، ولى من شخصا به پياز علاقهاى ندارم - ، بيست من شراب - كه روىهمرفته مقدار كمى است ، ولى بايد توجه داشت كه مىدانستند من شراب نمىخورم و فقط براى مصرف نوكرهاست ، زيرا در اين كشور مردم دوست ندارند مستخدمان زياده از حد شراب خورند و مست شوند - ، پنجاه عدد شمع قطور و بلند كه هر كدام از آنها سه ليور وزن دارد - اين شمعها سه شب و حداقل دو شب مىسوزند ، ولى پس از يك شب سوختن نيمهء ديگر را در اتاق پذيرايى نمىگذارند ، بلكه در محل ديگرى كه رفت و آمد به آنجا كمتر است قرار مىدهند - ، 12 من پيه براى سوزاندن در پيهسوزهاى نقرهاى يا از نوع فلز ديگر اين پيهسوزها داراى دهنهء عريض و كوتاهى هستند و زير آنها عموما ظرفى است كه در موقع قرار گرفتن روى قالى مانع از ريختن چربى روى آن مىشود ؛ همانطور كه مىدانيد در ايران تمام اتاقها با قالىهاى اعلا مفروش است كه در روى آنها مىنشينند و شمع و چراغ را نيز روى آن مىگذارند . در گذشته نيز به طورى كه گزنفون تعريف مىكند ، پانتهآ « 1 » همسر پادشاه شوش وقتى به اسارت سربازان كورش درآمد ، چادرى به او دادند كه در آن به اتفاق ياران خود به روى زمين نشست و حزقيالنبى « 2 » نيز در همين زمينه مطالبى گفته است . امروز هم در اين ديار مردم به روى قالى مىنشينند و همان جا غذا مىخورند و همان جا مىخوابند ، بدون اينكه از لحاظ مبل و اثاثيه و تختخواب و غيره مشكلى داشته باشند . ما در اروپا با داشتن اين همه اسباب و اثاثيه ، گرفتارىهاى زيادى براى خود به وجود
--> ( 1 ) . Panthea ( 2 ) . حزقيال يكى از پيغمبران قوم بنىاسرائيل بود كه پس از ارمياء نبى به ارشاد اين قوم پرداخت . رجوع شود به صفحهء 480 بخش اول كتاب اول تاريخ تمدن نوشتهء ويلدورانت ترجمهء آقاى احمد آرام .