پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

165

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

بعد از آن ، جان بر سر شراب‌خوارى خود گذاشت و به عقيدهء مردم اين سامان روحش مستقيما به پيش شيطان رفت ، زيرا شراب را مذهب اسلام منع كرده است . به هر حال فوت اين مرد فرصتى داد تا ناظر مراسم تشييع جنازه و تدفين ايرانيان باشم . در جلوى جنازه جماعتى حركت مىكنند و چند علم ، كه قبلا به مناسبت مراسم وفات على و حسين [ ع ] شرح آنها را داده‌ام ، بر دوش مىكشند . اين علم‌ها در اين‌گونه مراسم تقريبا حكم صليب‌هاى ما را دارند و تعداد آنها بسته به اهميت شخص زياد و كم مىشود . بعد از حاملان علم‌ها عده‌اى حركت مىكنند كه دهنهء اسب‌هاى متوفى را در دست دارند و شمشير و تير و كمان و عمامهء او بر پشت اين حيوانات قرار گرفته و تمام افراد فاميل و همچنين كسانى كه دهنهء اسب‌ها را به دست گرفته‌اند نيمه برهنه هستند . به اين معنى كه پيراهن و تن‌پوش خود را باز كرده و از كمر به پايين انداخته‌اند و مستخدمينى كه خيلى به او علاقه‌مند بوده‌اند ، با بازوهاى زخمگين و خونين ، به دنبال جنازه روانند . بايد گفت رسم زخم زدن به خود در قديم نيز متداول بوده ، منتهى كتاب مقدس آن را نهى كرده است . عده‌اى از ملاها و روحانيان به همراه دسته در حركتند و مرثيه مىخوانند ، منتهى شمع و چراغ در دست آنها نيست . در پشت اين عده ، جنازه در تابوت روبازى حمل مىشود و پس از آن اقوام نزديك متوفى با عمامه‌هاى نيمه‌باز ، كه دنبالهء آنها به اين طرف و آن طرف آويزان است و تا روى شانه مىرسد ، حركت مىكنند و عمامه را عمدا طورى مىبندند كه تصور شود اتفاقى پايين افتاده و به دور گردن پيچيده شده است . همه شيون و زارى مىكنند و دائما بانگ اىواى ، اىواى برمىدارند كه علامتى از تأثر و تأسف باطنى است . بعد از آنان ، امرا و صاحب‌منصبان و خويشان نسبتا دور تر و دوستان ، با صفوف منظم در حركتند ؛ ولى آنان لباس‌هاى معمولى و رنگارنگ خود را به تن دارند و مانند ما در اين‌گونه مواقع سياه نمىپوشند . جماعت با اين ترتيب از خانه خارج مىشود و نخست به كنار رودخانه يا محلى كه در آن آب فراوانى باشد مىرود تا جنازه شسته شود و در تمام مدت شست‌وشو نيز ملاها با آهنگ حزين به مرثيه‌خوانى ادامه مىدهند . بعد از آن ، جنازه را با همان تشريفات به محل دفن مىبرند . رجال و مقربان شاه را بدون اجازهء مخصوص او دفن نمىكنند و شاه غالبا دستور مىدهد آنها را در يكى از مسجدهاى معروفى كه در زمان حيات خود براى اداى فرايض دينى به آنجا مىرفته‌اند به خاك بسپارند و بيشتر مقبره‌ها در قبرستان مشرف به مسجد واقع شده . با توجه به اين رسم ، جنازهء محمدطاهربيگ را نيز دفن نكردند و براى كسب اجازه ، قاصد به