پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

161

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

خان خراسان را بايد ذكر كرد كه علاوه بر اشياء مختلف ديگر ، از سيصد سر بريدهء ازبك‌ها تشكيل مىشد و علاوه بر آن ، يك سردار و هشت يا ده سوار اسير ازبك را زنده به عنوان پيشكش براى شاه فرستاده بود . اين اسيران را ، بر خلاف آنچه نزد ما مرسوم است ، با طناب يا دست به سينه نبسته ، بلكه به شيوهء محل ، با قطعه چوبى كه طول آن به سه وجب مىرسيد ، دست آنان را در بند كرده بودند . در پايين اين قطعه چوب ، سوراخى به اندازهء مچ دست راست اسير تعبيه شده ، كه پس از قرار دادن مچ ، دور آن را ميخ مىزنند . به اين ترتيب مرد زندانى در عين حال كه شكنجه‌اى از اين جهت متحمل نمىشود ، نمىتواند دست راست خود را آزادانه تكان دهد و از آن استفاده كند . اين قطعه چوب از بالا تا پس گردن مىرسد ، و از آنجا به چوب ديگرى كه به‌طور سه‌گوش تهيه شده و آن را در بر گرفته است وصل مىشود و افرادى كه با اين وسيله در بند مىشوند ، حالت كسانى را پيدا مىكنند كه به علت شكستگى يا درد دست آن را به گردن بسته باشند . اين اسيران و سرهاى بريدهء ازبكان را خان خراسان ، كه طى يك زد و خورد بر آنان غالب شده بود ، براى شاه ارسال داشته بود . ازبكان كه با سرزمين خراسان همسايه‌اند و با تركان عثمانى داراى مذهب واحدى هستند ، فطرتا قتل و غارت را دوست دارند و غالبا به خاك ايران تجاوز مىكنند ، ولى اين مرتبه بدبختى و نكبت نصيب آنان شد . لر حسين‌خان حكمران ولايات سرحدى بغداد نيز به اتفاق كاظم سلطان كه تحت اوامر اوست ، از سرحدات بغداد كه من در موقع مسافرت به اصفهان از آنجا عبور كرده و اگر به خاطر داشته باشيد شرحى دربارهء ملاقات با سربازان آنها نوشته‌ام ، هدايايى فرستاده بودند . خان به همراه اين هدايا ششصد سر بريدهء ترك‌ها ، و سلطان كه داراى نيروى كمترى است شصت سر بريده فرستاده بودند . اين سرهاى بريده را دو تن سردار نام برده به همراه يكديگر ضمن حمله و يورش به شهر كركوك و انهدام آن شهر و قلع و قمع ترك‌ها به دست آورده بودند . سر يكى از پادشاهان عثمانى به نام قايش‌پاشا ، كه به اتفاق همراهان خود به مصاف رفته بود ، به اتفاق سر سه تن از سرداران بزرگ تاتار كه به اتفاق عدهء زيادى از پيروان خود در آنجا زمستان را مىگذرانيدند ، در ميان سرهاى ديگر مشخص بود به اين معنى كه آنها را در پارچهء ابريشمى پيچيده بودند ، در حالى كه سرهاى ديگر را به نوك نيزه‌ها زده بودند . هديهء سر دشمن به شاه ايران ، از رسوم قديمى است و استرابون هم اين مطلب را متذكر شده است . اسب پاشا كه به عادت ترك‌ها به زين و يراق طلا و نقره مجهز بود ، در ميان هدايا قرار