پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
130
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
فارسى معنى سرزمين گل را مىدهد ، زيرا زمين اين ايالت بسيار حاصلخيز و مرطوب است « 1 » . براى اينكه محل اين نقاط را بهتر مجسم كنيد و با آنچه تا به حال در اين باره نوشتهاند بسنجيد ، اكنون به شرح تمام اطراف درياچه خزر مىپردازم تا بدانيد هر كدام از اين مناطق امروز چه نامى دارند و به كجا منتهى مىشوند . در حقيقت استرابون با ذكر اينكه درياچه خزر خليجى است كه به اقيانوس شمال مرتبط است و در نتيجه دور تا دور آن را خشكى احاطه نكرده ، مرتكب اشتباه بزرگى شده است ، كه انسان با توجه به اطلاعات وسيع جغرافيايى او دچار حيرت مىشود . ولى هرودوت كه مقدم بر سايرين است و زمانى مطالب خود را نوشته كه هنوز اين نقاط بهطور صحيح كشف نشده بود ، مىدانسته كه درياچه خزر به درياى ديگرى راه ندارد و اطراف آن را خشكى فراگرفته است . منتهى بايد ديد اين خشكى چگونه است و در نقاط مختلف چه نامهايى به خود مىگيرد . قبلا گفتم در غرب مازندران ايالت گيلان واقع شده است كه موقعى براى خود حكمران مستقلى داشت ، ولى شاهعباس در اوايل سلطنتش ضمن نبردهاى سخت ، اين سرزمين را تسخير و به قلمرو خود ضميمه كرد و دليل او هم اين بود كه گيلان از قديم جزء ايران محسوب مىشده و حكمران آن با انكار اطاعت از شاه در حقيقت ياغى شده است . اين استان مثل تمام نقاطى كه مستقيما تحت نظر شاه اداره مىشوند . فاقد خان است و كارهاى مربوط به آن را وزيرى كه وزير گيلان خوانده مىشود ، انجام مىدهد . غرب گيلان در حوالى درياى خزر به آلبانيا « 2 » منتهى مىشود ، كه اولين شهر آن باكو يا به قول ايرانيان واهكوه است ، كه قلعهء مستحكمى است و در بالاى صخرههاى ساحلى بنا شده و طبق نوشتههاى اپيتوم جئوگرافيكا « 3 » سابقا آلبانا « 4 » خوانده مىشده است و امروز حكومت آن به يك سلطان سپرده شده . در همين ساحل يعنى در سمت غرب دريا دربند يا دميرقاپو واقع شده كه معنى لغت اخير درب آهنى است « 5 » . در اينجا آلبانيا به انتها مىرسد و رشتهكوههاى قفقاز آغاز مىشود كه اقوام مختلفى ساكن آن هستند و مثلا از بين آنها بايد لزگىها را نام برد كه داراى حكمران واحدى نيستند و هزاران هزار سركرده و رئيس دارند
--> ( 1 ) . نويسنده در اينجا مرتكب اشتباه شده و لغت گيلان را كه معنى سرزمين گيلكها را مىدهد ، با لغت گل كه با پسوند آن قاعدتا بايد گلان بشود ، عوضى گرفته است . - م . ( 2 ) . Albania : نام قديمى منطقهء مجاور مناطق غربى درياى خزر است كه جنوب آن به رودخانهء ارس و شمال آن به قفقاز منتهى مىشود . ( 3 ) . Epitom Geografica : اپيتوم جغرافيانويس مشهور رومى . ( 4 ) . Albana ( 5 ) . دميرقاپو به تركى معنى درب آهنى را مىدهد و نويسنده آن را Demir Capi نوشته است . - م .