پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

110

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

راه‌پيمايى به آب‌انبارى رسيديم كه زير زمين ساخته شده بود و پله‌هاى متعددى داشت . چون زمين‌هاى اطراف غيرقابل كشت است و چشمه‌اى نيز در نزديكىها نيست ، اين آب‌انبار را براى رفاه حال مسافران ايجاد كرده بودند . حوالى غروب به مسجدى رسيديم كه در محلى خالى از سكنه ساخته شده و با اين حال ، داراى باغ و اتاق‌هاى متعدد و وسايل لازم بود و عده‌اى سرايدار ، در آن زندگى مىكردند . اين مسجد در نزد ايرانيان بسيار محترم است ، به نام صالح موسى كاظم خوانده مىشد و به قرارى كه مىگفتند ، صالح ، فرزند موسى كاظم ، كه يكى از ائمهء شيعه است ، در آنجا مدفون است « 1 » . پس از گذشتن از اين مسجد به دهكده‌اى به نام بزآباد ، رسيديم « 2 » و در اينجا نيز به خانه‌هاى خصوصى رفتيم . روز هفتم كه پنجشنبه ، بيست و پنجم ژانويه بود ، پس از پنج فرسنگ طى طريق ، قبل از غروب آفتاب به شهر كاشان رسيديم و شب را در يك كاروان‌سراى زيباى خارج از شهر ، كه متعلق به شاه است و در جوار قلعه به كاخ شاه وصل شده ، به سر آورديم . كاشان از شهرهاى متوسط ايران محسوب مىشود ، ولى به عقيدهء من بسيار بزرگ‌تر و پرجمعيت‌تر از شهرهاى آورسا « 3 » و كاپوا « 4 » در حكومت ناپل است . اين شهر بر سر راه قزوين و تبريز و تركيه ، يعنى راه غرب و همچنين بر سر راه درياى خزر ، يعنى راه شمال واقع شده و به‌علاوه مركز بزرگ تهيهء منسوجات ابريشمى ايران است ، كه از حيث كار و رنگ به خوبى كالاهاى ما نيست ؛ به‌خصوص محمل و اطلس ابريشمى آنجا بد است ؛ زيرا طرز بافتن آن را بلد نيستند و من مطمئنم هر يك از افراد مملكت ما كه به اينجا بيايد ، اگر در مورد بافت پارچه و تركيب رنگ صاحب اطلاع باشد ، از طرف شاه به خوبى استقبال مىشود تا به بالا بردن سطح پارچه‌بافى در اين كشور كمك كند و مىدانم كه شاه حتى تا ونيز هم به دنبال چنين هنرمندانى فرستاده است ؛ ولى تا به حال جز يك نفر يونانى مسيحى كه در اصفهان مشغول كار است ، كسى از اهل اين فن به ايران نيامده و من كه شخصا كارهاى اين يونانى را ديده‌ام ، بايد بگويم در مقايسه با هنرمندان ناپلى ، واقعا مرد بسيار بىمايه‌اى است و به اين قصد مطالب فوق را مىنويسم تا

--> ( 1 ) . به‌طورى كه از توضيحات نويسنده آشكار است ، وى در اين مورد مرتكب اشتباه شده و در حقيقت محل مزبور ، مقبرهء يك امامزاده بوده است ، نه مسجد . ظاهرا از اين مقبره ، ديگر اثرى بر جاى نمانده است . ( 2 ) . پيترو دلاواله بزآباد را سرزمين يخ معنى مىكند ، كه معلوم نيست از كجا اين اشتباه براى او حاصل شده است و به‌علاوه وى به‌طور كلى در مورد نام اين محل ، مرتكب اشتباه شده و ده نامبرده ابوزيدآباد خوانده مىشود كه در جنوب شرقى كاشان قرار دارد . - م . ( 3 ) . Aversa ( 4 ) . Capoa