پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

100

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

و به اين مناسبت سوگوارى مىكنند « 1 » . امام حسين موقعى كه در مسافرت بود ، مورد حملهء دشمنانش كه ايرانيان آنها را خارج از مذهب مىدانند ، قرار گرفت و به اتفاق هفتاد الى هشتاد نفر از ياران خود ، در كربلا به قتل رسيد و اكنون نيز در همان‌جا مدفون و مرقدش زيارتگاه مسلمانان است ، كه بعضى از آنها حتى از نقاط دوردست به اين شهر مىآيند . تشريفات و مراسم عزادارى عاشورا به اين قرار است كه ، همه غمگين و مغموم به نظر مىرسند و لباس عزادارى به رنگ سياه ، يعنى رنگى كه در مواقع ديگر ، هيچ‌وقت مورد استعمال قرار نمىگيرد ، بر تن مىكنند . هيچ‌كس سر و ريش خود را نمىتراشد و به حمام نمىرود و به‌علاوه نه تنها از ارتكاب هرگونه گناه پرهيز مىكند ، بلكه خود را از هر گونه خوشى و تفريح محروم مىسازد . بسيارى از گدايان ، در كوچه‌هاى پرآمد و رفت شهر ، تمام بدن خود تا گلو ، و حتى قسمتى از سر را در خمره‌هايى از گل پخته كه در داخل زمين پنهان شده ، فرو مىكنند ؛ به‌طورى كه انسان تصور مىكند واقعا مدفون شده‌اند و از طلوع تا غروب خورشيد ، و حتى تا پاسى از شب گذشته ، به همين نحو باقى مىمانند و فقير ديگرى نيز در نزديكى آنها است ، كه با عجز و الحاح ، از عابران طلب صدقه مىكند . جمعى ديگر ، در ميدان‌ها و كوچه‌هاى مختلف و جلوى خانه‌هاى مردم ، برهنه و عريان ، در حالى كه فقط با پارچهء سياه يا كيسهء تيره رنگى ، ستر عورت كرده و سر تا پاى خود را با ماده‌اى سياه و براق ، شبيه آنچه ما براى رنگ زدن جلد شمشير يا فلزات ديگر استعمال مىكنيم رنگ زده‌اند ، حركت مىكنند و تمام اين تظاهرات براى نشان دادن مراتب سوگوارى و غم و اندوه آنان در عزاى حسين است . به همراه اين اشخاص ، عده‌اى برهنه نيز راه مىروند ، كه تمام بدن خود را به رنگ قرمز درآورده‌اند ، تا نشانى از خون‌هايى كه به زمين ريخته و اعمال زشتى كه آن روز نسبت به حسين انجام گرفته است ، باشد و همه با هم ، آهنگ‌هاى غم‌انگيز در وصف حسين و مصايبى كه بر او وارد شده ، مىخوانند و دو قطعه چوب يا استخوانى را كه در دست دارند ، به يكديگر مىكوبند و از آن صداى حزن‌انگيزى به وجود مىآورند و به‌علاوه حركتى به سر و تن خود مىدهند ، كه علامتى از اندوه بىپايان آنهاست و بيشتر به رقص ، شباهت دارد و در همين حال ظرف‌هايى را كه در دست دارند جلو اشخاصى كه در ميدان حلقه‌وار دور آنها جمع شده‌اند ، مىبرند و مردم به عنوان صدقه در آن پول مىاندازند .

--> ( 1 ) . البته نويسنده كه مسيحى متعصبى است ، موقعى كه از دين ديگرى سخن مىگويد ، نمىتواند خود را از اظهارنظرهاى خصمانه ، نسبت بدان بر كنار بدارد و مطالبى غرض‌آلود مىنويسد كه از ترجمهء آن خوددارى شد . - م .