پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
80
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
بهخصوص قضاوت دربارهء عزيمت يا اقامتم را به شاه واگذار كنم . من به دو دليل اين تصميم را گرفتم ؛ اولا مراجعت من به ايتاليا ديگر فوريتى ندارد ؛ زيرا لزوم زن گرفتن و تشكيل خانه و عائله ، به نحوى كه قبلا مورد نظرم بود ، منتفى شده است و در اينجا ازدواج كرده و سر و سامانى يافتهام . اگر خداوند بخواهد به من فرزندى عطا كند ، برايش ايران و ايتاليا يا شهر و اردوگاه تفاوتى ندارد و بعدا نيز فرزندان من چه زنده باشم و چه مشيت الهى طور ديگرى قرار گرفته باشد ، هميشه فرصت مراجعت به وطن اصلى را خواهند داشت ؛ بنابراين شوق مراجعت فورى ، از وجود من رخت بربسته است . دليل ديگرى كه مرا تشويق به ماندن مىكند ، اين است كه بعد از تحمل همهء مشقتها ، بايد از مسافرت خود نتيجه بگيرم و حالا كه به نظر مىرسد توجهات خداوندى شامل حال من شده و راه پرافتخارى در جلوى من قرار گرفته است ؛ نبايد به آن پشت كنم و صرفا به پيروى از تمايلم به ديدار وطن و بهره بردن از لذايذ زندگى آنجا بدون اينكه كارى انجام داده باشم ، عزم مراجعت كند « 1 » . به من نوشته بوديد كتاب قانون ابنسينا و كتب ديگرى را تهيه كنم ؛ ولى با وجود همهء كوششهايم تاكنون موفقيتى در اين راه نصيب من نشده ؛ زيرا كتابهاى علمى ، در اين نواحى بسيار كم است و استفادهاى از آن نمىكنند و همين تعداد كم نيز در دست اشخاص علاقهمندى است كه با تمام وجود خود ، از آن نگهدارى مىكنند و نمىگذارند به دست كسى بيفتد . كتابهايى كه مىشود اينجا پيدا كرد ، يا قصص و حكايات و اشعار ؛ و يا قوانين و تعاليم مذهبى است ، كه مورد استفادهء ما نيست و كتابهاى مفيد ديگر ، يا پيدا نمىشود و يا اگر پيدا شود ، نمىتوان گفت چيست ؛ زيرا اسم ندارد و در اين نواحى معمول نيست اسم كتاب را در اول آن بنويسند و دكانهايى كه كتاب مىفروشند ، خود نمىدانند مطالب آنها چيست . اگر خريدار از روى اسم ، كتابى را مطالبه كند ، يا وجود ندارد و يا در صورتى هم كه باشد ، آن را پيدا نمىكنند و اگر هم انسان به عشق پيدا كردن كتاب مورد نظر ، يك مشت كتابهاى مختلف را بخرد ، مشكل است كه به منظور خود نايل شود ؛ با وجود اين ، من سعى خود را خواهم كرد و اميدوارم به كمك ملّاجلال ستارهشناس « 2 » كه يكى از مشاوران نزديك شاه ، و بسيار مورد محبت او است ، كتابهاى مورد نظر را تهيه كنم . ملّاجلال ، مردى است كه شاه ، قبل از انجام هر كار با او مشورت
--> ( 1 ) . نويسنده در اينجا خاطرات گذشتهء خود را شرح مىدهد و سپس دربارهء درخواستهاى خصوصى خود مطالبى مىنويسد كه از خلال جملات آن ، كينهتوزى و نفرت او ، نسبت به تركها آشكار است . ( 2 ) . منظور جلالالدين محمد يزدى منجمباشى شاهعباس است . - م .