پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

78

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

سوگوار شود . در اروپا غير ممكن و لااقل بسيار مشكل است كه سربازى بتواند زن نگه‌دارى كند و اكنون من كه با وجود تأهل ، هميشه عشق سربازى در وجودم غليان داشته است ، مىتوانم در عين حال به جنگ بپردازم و از همسرم نيز دور نباشم ، و در واقع فرصتى بهتر از اين مسير نمىشود مضافا به اين‌كه همسر من بانو معانى يا به‌طورى كه اينجا گفته مىشود « خانم » جنگجويى است كه نه تنها از خون و نفير گلوله نمىترسد ؛ بلكه بيش از من ، به شركت در نبرد اشتياق دارد . همسرم با ترك‌ها دشمن نيست ؛ زيرا در بين آنان نشو و نما كرده و با زنان بسيارى از بزرگان ترك دوستى دارد ، و برعكس از اين‌كه من آنقدر دشمن آنان هستم ، ناراحت است ؛ ولى در عين حال براى مشاهدهء وقايع سهمگين و به قصد اين‌كه با چشمان خود ناظر شكست كردها كه اكنون دشمنان او هستند باشد ، براى حضور در صحنهء نبرد ، بىتابى مىكند . كردها كه با ارمنستان هم سرحد و فعلا متحد ترك‌ها هستند ، در زمان طفوليت او ، وطنش را غارت كردند و اموالش را به چپاول بردند و اكنون بايد در اين جنگ فشار اولين ضربهء حملات ايرانيان را تحمل كنند . بانو معانى بارها به من گفته است كه حتى اگر لازم باشد ، شخصا به جنگ خواهد پرداخت و در يورش و هجوم به من پيشدستى خواهد كرد . واقعا از خداوند براى مرحمتى كه به مناسبت همسرى اين زن به من مبذول داشته است ، بايد شاكر باشم . وى اكنون سلاح‌ها و زين و برگ و يراق اسبان را با همان رنگ‌هاى قرمز تيره و زرد كه مورد علاقهء من است ، آماده ساخته و بايد بگويم رنگ زرد را خود او نيز دوست دارد و اولين بارى كه وى را ديدم ، به رنگ زرد ملبس بود . تمام اين كارها با سليقهء خاصى انجام گرفته و من هم اجازه مىدهم وى به ميل خود رفتار كند ، زيرا به آداب و رسوم و عادات مشرق‌زمين ، بيش از من آشنايى دارد و به‌علاوه داراى روح بزرگ و چشم تيزبينى است . چون در بالا به دو لغت ايرانى « بيگم و خانم » اشاره كردم ، اجازه دهيد دربارهء آنها به عنوان جملهء معترضه توضيحاتى بدهم . اصل لغت « بيگم » تركى است و در آن زبان « بانوى من » معنى مىدهد . اين كلمه وارد زبان فارسى نيز شده و نه تنها ملكه‌ها يا همسران شاه ، كه طبق آداب و رسوم و تشريفات به عقد او درآمده‌اند و اكنون تعداد آنها چهار يا پنج نفر است ؛ بلكه دختران و خواهران و عمه‌هاى شاه و به‌طور كلى زنان خاندان سلطنتى كه در دربار زندگى مىكنند ، و عدهء كثيرى را تشكيل مىدهند ، به اين نام خوانده مىشوند . مهم‌ترين اين بانوان را كه به علت سن ، يا محبت شاه يا قرابت نسبى ، بر ديگران برترى دارد ،