آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

60

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

آن چند رقص كم‌نظير وسيله دو پسربچه و نيز انواع سرگرمى و خوشمزگىها نشان داده شد . در اين روز احساس كرديم كه پس از پشت سر گذاشتن آن همهء دشوارىها در يك بهشت زمينى هستيم . غير از اين در شهر روى تمام بام‌ها و به درازى هر ديوار چراغى در كنار چراغ ديگر روشن كرده بودند كه تعداد آن به بيش از بيست هزار مىرسيد و به چشم زيبا و ديدنى مىآمد . روشن كردن اين چراغ‌ها نشانه‌اى از خوشحالى بود كه تا پاسى از نيمه‌شب ادامه داشت ، نواختن طبل نظامى و كرنا نيز بر روى ديوارهاى شهر به گوش دلنواز مىآمد . از آن‌جا كه قصر بر روى تپه‌اى در كنار ديوار شهر قرار داشت ، انسان بهتر مىتوانست تمام شهر و چراغ‌ها را تماشا كند . ما چون تا سه بعد از نيمه‌شب در تالار نشسته بوديم و مىرفت كه هوا سرد شود ، خان ما را به همراه چند نفر از بزرگان ايرانى به اطاقى با سقف گنبدى در كنار بخارى ديوارى برد و دوباره با شيرينى و شراب و براندى از ما پذيرائى كرد . پس از آن‌كه به قدر كافى تا حدود صبح خوش گذرانديم ، خان دستور داد ما را براى اقامت به خانه مسيحيان ارمنى هدايت كنند . از آنجا كه اثاثه و بار ما هنوز نرسيده بود ، اطاق‌هاى خانه ارامنه سرد و بدون نيمكت بود ، بنابراين گذران در چنين وضعى با توجهء به خوشىهاى قبلى براى ما دشوار مىنمود . در ماه آخر مسيحيان ، خان براى ما آذوقه و چند كوزه شراب فرستاد و توسط كلانتر ترتيبى داد كه روزانه هفده رأس گوسفند ، بيست عدد مرغ ، يكصد عدد تخم - مرغ ، مقدار كافى نمك ، نان ، پنجاه باتمن « 1 » شراب و بيست بار خر هيزم به آشپزخانه ما وارد شود . چند روز به اين ترتيب عمل شد ، ولى از آنجا كه مهماندار مىبايستى آذوقه را از دهات مىآورد ، دو يا سه روز در انجام كار وقفه افتاد و به عيان ديده مىشد كه سفر افراد را براى خريد به بازار مىفرستادند و از جيب خرج مىكردند و براى حركت دوباره مىبايستى وسايل لازم وسيلهء خود سفرا فراهم مىآمد ،

--> ( 1 ) - Batman - معيار وزنى ايران حدود سه كيلوگرم . و - آ و سفرنامه تاورينه صفحه 35 .