آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
41
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
فصل دوم - دربارهء ساحلى كه كناره گرفته بوديم و اينكه چگونه در آنجا گذرانديم . جائى كه لنگر انداخته بوديم موسكور « 1 » نام داشت كه بخشى از ايالت شيروان « 2 » يا سرزمين قديمى مادهاست . اين ناحيه به موازات درازاى درياى خزر از دربند « 3 » تا گيلان « 4 » كشيده شده است و در اين فاصله دويست دهكده وجود دارد و
--> ( 1 ) - Muskur ( 2 ) - Schirwan - تذكره جغرافياى تاريخى ايران صفحه 239 : « صفحه شيروان در قديم قسمتى از ايالت كنونى بادكوبه را تشكيل مىداد كه تا قرون وسطى سلسله مخصوصى به اسم شيروانشاه در اينجا سلطنت مىكردند و از آنجا در امتداد ساحل دريا به دربند مىرفتند كه اعراب باب الابواب مىگفتند . . . » ( 3 ) - Derbent - كتاب تشكيل دولت ملى در ايران صفحه 197 : « دربند موضعى است كه از آنجا كوه چنان به ساحل نزديك مىشود كه فقط از معبر تنگى از آنجا عبور ميسر است و به همين دليل دربند را موضعى غيرقابل تسخير مىدانستند و به آن لقب « دروازه آهنين » ( به تركى : دميرقاپى ) داده بودند . » براى آگاهى بيشتر از اين موضع مهم و اهميت استراتژيك آن به صفحات 102 - 105 و 107 همين كتاب رجوع فرمائيد - م . ( 4 ) - Kilan