آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
396
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
بتوانيم بيش از اينروى رودخانه ولگا سر ببريم ، زيرا در آن شب چنان يخبندانى شد كه روز بعد تمام رودخانه را يخ فراگرفت . در ابتداى ورود به اين منطقه با رفتار بد و غيردوستانه حاكم آنجا يعنى ايوان واسيلويچ موروسوف « 1 » ( سال قبل يكى از ملازمان تزار بود ) روبرو شديم ، به دو دليل ، يكى اينكه زودتر از حد معمول هدايا و تعارفات او را نداده بوديم ، ديگر اينكه او از دوستان نزديك تجار روسى بود كه كوشش مىكرد از مسافرت ما به ايران و نيز انجام مقاصدمان « 2 » ممانعت شود و غيره . . . سفرا با ارسال تذكره ، عبور تزار و درودهاى صميمانه ، از او تقاضا كردند كه محلى را براى اقامت ما معين كند ، ولى او از پذيرفتن نماينده سفرا سرباز زده و گفته بود به كشتى بازگردد و منتظر بمانيم تا او پاسخ دهد . روز بعد مأمورى را به قايق بروگمان فرستاد تا سؤال كند كدام يك از اعضاى هيئت ، سفير و كدام يك تاجر هستند . بروگمان كه از اين سؤال به خشم آمده بود به فرستاده حاكم گفت : « به كدخداى خود بگو كه من يك خوكچران هستم و غير از اين اگر ارباب تو نمىفهمد ، كسى هست كه سواد داشته باشد و به او بفهماند كه در اين تذكره ، تزار چه عنوانى بما داده است . » چند روز ديگر در سرما در قايق به سربرديم ، به حاكم شهر پيغام داديم كه آمادهايم تا با صرف هزينه شخصى محلى براى اقامت ما در نظر بگيرد ولى به دستور حاكم ،
--> ( 1 ) - Iwan Wassilowitz Morosow ( 2 ) - نويسنده همراه سفراء آلمانى يك سال قبل از مسافرت به ايران به مسكو رفته بود تا از تزار روسيه تذكره عبور از روسيه را براى رسيدن به ايران دريافت كند . براساس رقابت - هاى بازرگانى آن زمان گروهى از بازرگانان روسى مايل نبودند كه اين مسافرت انجام شود . در اينجا نويسنده اشاره به اين موضوع دارد . شرح مأموريت و مسافرت اول نويسنده به روسيه در مقدمه مترجم به تفصيل آمده است - م .