آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
382
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
هنوز به ساحل رودخانه نرسيده بوديم كه چند تاتار با قايقهاى خود نزديك ما آمدند و داوطلب شدند . كه ما و باروبنهء ما را با قايقهاى خود حمل كنند . متعاقب اين پيشنهاد دو سبد بزرگ را به همديگر گره زدند وزير هركدام دو زوروق كوچك بستند و به اين ترتيب وسيلهئى ساختند كه روى هر يك از آن يك گارى مىتوانست قرار گيرد ، سپس براى هر گارى ( با گارى اثاثهء متعلق به روسها جمعا هفتاد گارى ) دو تالر كرايه خواستند . زمانى كه چانه زديم تا ارزانتر بگيرند سخنان زشتى گفتند و ما را كنار رودخانه رها كردند ، قايقهاى بارى را به آن طرف رودخانه بردند و با داد و فرياد و حركات دست ما را مسخره كردند . شمخال نيز آن سوى رودخانه بين بوتهها با چند سوار ايستاده بود و از اينكه براستى به ما خيانت شده ، يا ما را فروختهاند نگران شديم . نزديك رودخانه از بوتههاى سبز كلبهاى ساختيم و به درون آن رفتيم ، چند نفر از ما دورهم جمع شدند ، براى اينكه نمىخواستيم مراسم مذهبى عيد پاك را در برابر آنان انجام دهيم ، به اين ترتيب تا جائى كه وقت اجازه مىداد مراسم را برگزار كرديم . هنگام اجراى اين مراسم همگى به ياد سرزمين پدرى خود بوديم و مخصوصا لايپزيگ « 1 » عزيز را به خاطر مىآوردم كه به كرات اين عيد را در آنجا با شادمانى فوقالعاده جشن مىگرفتيم . در آغاز اجراى مراسم اشك ديدگان ما بود كه آن را با نوشيدنىهاى خود كه عبارت از آب و سركه بود درآميختيم ، غذاى ما در آن روز فقط كاسهاى از آب و سركه و نان بود كه در آغاز صرف آن به ياد دوستان خوب خود افتاديم و آزروى كاميابى ايشان را داشتيم . پانزدهم اين ماه سفير روسيه يعنى الكسئى به ساحل رودخانه آمد و به قايق بزرگى اشاره كرد . درحالىكه گفتههاى او ترجمه مىشد اظهار داشت : « باتوجه به گفتهها و پيشنهادهائى كه قبلا با وى در ميان گذاشته بوديم ضمن مذاكره با شمخال او را راضى كرده است كه تاتارها براى حمل تمام اثاثه ما بيش از دو تومان كه برابر
--> ( 1 ) - Leipzig