آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
361
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
ارتفاع داشت . سبب شگفتى است كه براى اين ديوار و حصار شهر با پهنائى كه بر روى آن يك گارى مىتواند حركت كند چه زحمتى كشيده شده است تا آن را از كوه درآورده و يا ساختهاند و نيز چه مبلغ معتنابهى هزينه ساخت آن شده است . غير از آنچه كه گفته شد در بخش بالاى شهر كه بر تپههايى بنا شده ، ساختمانى چند و قلاعى ويژه ساخته شده كه دو قلعه در نزديكترين نقطهء شهر قرار دارد و سربازان در آنجا به مراقبت مشغولند . اين قلعهها چهارگوش هستند و با ديوارهائى بسيار بلند احاطه شده . بر تپههاى اطراف شهر نيز به وسيلهء چوب و تخته اطاقكهاى نگهبانى و مراقبت ساختهاند كه از هر كدام آنها مىتوان دورترين نقاط را تحتنظر گرفت و دشمن را كه به شهر نزديك مىشود تشخيص داد . در زمان ما هم سربازان در اين اطاقكها مشغول نگهبانى بودند . در شهر دربند فقط مسلمانان و يهوديان زندگى مىكنند . در اين شهر صنف ويژهاى مشغول كار نيست ، فقط تاتارها ، كودكان ، و نيز تركها و روسهاى بالغ را كه دزديدهاند براى فروش به اينجا مىآوردند ، و از اين نقطه به ساير نقاط ايران فرستاده مىشوند . سربازان و همچنين تعدادى از اهالى شهر بسيار جسور و متعرض بودند و سخن صوابى از دهان آنان خارج نمىشد و چنين به نظر مىرسيد كه مىخواهند با ما به زور رفتار كنند ، به همين دليل سفرا به اعضاى كميته هشدار دادند كه رفتارى مسالمتآميز و آرام از خود نشان دهند و از عواقب بسيار وخيم درگير شدن با قزلباشها و اهالى شهر بپرهيزند و مبادا به آنان توهين كنند و اگر يكى از اعضاى كميته اختلافى با يك ايرانى پيدا كرد ، ديگران به طرفدارى او برنخيزند و بهتر است همين يك نفر به بلا دچار شود تا اينكه تمام افراد هيئت گرفتار خطر شوند . پس از آنكه پنج روز در شهر دربند اقامت داشتيم و در انتظار امام قلى « 1 » سفير
--> ( 1 ) - Imam Kuli