آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
354
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
كه اموال غارت شده او را براى همسر و فرزندش كه بىسرپرست و نيازمند گشتهاند بازپس فرستد . درباره دشت مغان آنچه كه بايد گفته شود اينست كه درازاى آن بيش از شصت و پهنايش را بيست مايل تخمين مىزنند و تركها اين دشت را مين دون لوك « 1 » ( هزار سوراخ دود ) و ايرانىها موغان « 2 » يا موكان « 3 » مىنامند ، زيرا در اين دشت اقوام و نژادهاى مختلف زندگى مىكنند كه در زمان حضرت امام حسين ( ع ) به مخالفت با ايشان برخاسته و از اين جهت آنان را به اين منطقه تبعيد كرده بودند كه نه در شهرها و نه در دهات اجازه اقامت داشتند ، بلكه فقط مىبايست در كلبه زندگى كنند . اين افراد را « سومك « 4 » رعيتى » مىنامند زيرا بخشى از آنان به عنوان بردههاى فلكزده بايستى اسير شاه باشند و گروه ديگر چون امكانات بسيار محدودى براى معيشت در اختيارشان گذاشته شده در فقر و بدبختى زندگى مىكنند . اهالى دشت مغان از طريق گلهدارى زندگى را مىگذرانند . تابستان راهى دامنه كوه كه چراگاه و آب و هواى مناسب دارد مىشوند و در زمستان بساط زندگى را بر پهنه دشت بازمىكنند . ديگران اينها را انسانهاى نيمهوحشى مىدانند .
--> ( 1 ) - Miudu ? nluk - مين معناى هزار مىدهد و دونلوك بايد احتمالا همان Delik ( دليك ) باشد كه به تركى معناى سوراخ را مىدهد - م . ( 2 ) - Mogan ( 3 ) - Mokan ( 4 ) - Sumek Rajeti