آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

351

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل سوم - مسافرت از آخرين نقطه گيلان به سوى شماخى و شرح ماجرايى كه به دستور سفير بروگمان يك نفر ايرانى تا سرحد مرگ كتك خورد و دربارهء دشت مغان « 1 » روز دوازدهم فوريه گيلان را ترك كرديم و به مسافرت خود از ميان دشتى هموار ادامه داديم . شامگاهان به دهكده‌ئى در اول دشت مغان رسيديم كه در كنار تپه‌اى كوتاه قرار داشت . تمام اين منطقه كه زير كوه واقع است كشت شده بود و داراى خاكى مستعد براى كشاورزى است . در اين دهكده بروگمان دستور داد كه يك ايرانى را به قصد كشت مضروب كنند ؛ جريان از اين قرار بود : هنگام رسيدن ما به دهكده يك نفر از نوكران اصطبل سفرا ، سر خود يك رأس اسب يدك را مىخواست وارد منزل يكى از اهالى ده كند . در اين هنگام يك نفر قزلباش « 2 » در آستانه در ظاهر مىشود و از ورود اسب به خانه خود ممانعت مىكند و ضربه‌اى با چوبدستى بر سر اسب فرود مىآورد و مىگويد « اين خانه ملك شخصى است و آن‌قدر بزرگ نيست كه اسبى را به خود بپذيرد » .

--> ( 1 ) - Mokan ( 2 ) - Kisilbasch