آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

316

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

و معنا دارد ، ولى معمولا واژهء شاه را به كار مىبرند . پادشاهى موروثى است و تا زمانى كه وراث از همسر رسمى باشند ، سلطنت بين آنان باقى مىماند ، در غير اين صورت فرزندان زنان خاصه « 1 » يعنى همخوابگان و خدمتگزاران زن به حكومت مىرسند و با ترتيبى كه قبلا به آن اشاره شد اصولا فرزند نامشروع در ايران وجود ندارد . حال اگر چنين وراثى نيز وجود نداشته باشند بايد يكى از افراد خانواده شاه كه به او نزديك‌تر است ، حكومت را به دست گيرد . اين افراد شيخ الوند « 2 » ناميده مىشوند كه داراى آزادى بىحد و حصر و زندگى پيش‌پا افتاده بىبند و بار و مهمل‌اند . چنانچه براى رسيدن به حكومت وراث اصلى و قانونى وجود داشته باشند ، بايد مراقب باشند كه بدست ساير مدعيان تاج و تخت كشته نشوند . همانطور كه بارها گفته شد ، ايران امپراطورى گسترده‌ئى است كه به ايالات متعدد تقسيم شده است . شاه به وسيلهء عوامل خود يعنى خوانين ، سلاطين ، كلانتران ، داروغگان ، وزيران « 3 » و كدخداها « 4 » بر اين ولايت كه دور از مقر اوست حكومت مىكند . لقب خان را شاه به ميل و خواست خود به افراد مىدهد و آن‌ها را به حكمرانى يك ايالت مىگمارد ؛ شرط رسيدن به اين مقام معمولا ابراز شهامت و دليرى و يا كارى همسنگ با آن است كه فرد بايد براى شاه و براى سرزمين پدرى خود نشان

--> ( 1 ) - Chasse ( 2 ) - Schich Elwend ( 3 ) - Wesire - در تذكرة الملوك كه تشكيلات ادارى و طبقات مشاغل و مناصب دوران صفويه را شرح مىدهد ، هيچكس با عنوان وزير منصب حكومتى نداشته است و وزراء وظايف ادارى را انجام مىداده‌اند - م ( 4 ) - اصل : Kaucha كه بايد « كدخدا » باشد . در تذكرة الملوك آمده است كه كلانتران ، كدخدايان را به كار مىگمارده‌اند . به صفحه 164 سفرنامه كمپفر نيز رجوع فرمائيد - م .